مجله «سایت اند ساوند» (Sight & Sound) که از مجله‌های معتبر سینمایی جهان به حساب می‌آید هر ده سال یک‌بار از منتقدان و کارگردانان صاحب‌نام سراسر جهان می‌خواهد لیستی از فیلم‌های برتر تمام تاریخ سینما ارایه کنند. سایت اند ساوند نهایتا هر دهه دو لیست از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما معرفی می‌کند، یک لیست از بهترین‌های تاریخ سینما از نظر منتقدین و یک لیست از برترین فیلم‌های تاریخ به انتخاب کارگردان‌ها. آخرین باری که این مجله دست به انتخاب این دو لیست زد سال ۲۰۱۲ بود؛ ۸۴۶ نفر از منتقدین، اساتید دانشگاه، پخش‌کنندگان و توزیع‌کنندگان، نویسنده‌ها و افراد مطرح حوزه سینما از ۷۳ کشور جهان در بخش منتقدین دست به انتخاب زدند و نتیجه آرای این افراد در قالب یک لیست ۲۵۰ فیلمه که با عنوان ۲۵۰ فیلم برتر سایت اند ساوند مشهور است منتشر شد. همچنین ۳۵۸ کارگردان هم فیلم‌های محبوب‌شان را در قالب ۱۰ فیلم برتر معرفی کردند که از این رای‌ها هم لیستی تحت عنوان ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما بیرون آمد. در میان کارگردان‌ها چندین کارگردان ایرانی هم حضور داشتند که از آن‌ها می‌توان به اصغر فرهادی و مانی حقیقی اشاره کرد. در حال حاضر چند سالی است که هر دو لیست منتشر شده و از اعتباری ویژه و جهانی در میان اهالی سینما بهره‌مند است. در این مطالب فقط لیست مربوط به منتقدان را مدنظر قرار داده ایم.

 

زور دارم پس هستم

 

ژانر : خانوادگی ، درام ، ورزشی

سال انتشار : 1969

محصول کشور : انگلستان

زبان فیلم : انگلیسی

کارگردان : Ken Loach

خلاصه‌ی داستان : «بیلی کاسپر» خردسال (برادلی) با مادر و نابرادری اش در یک شهر صنعتی شمال انگلستان زندگی می کند. او یک روز آشیانه ی قوشی را می یابد و یکی از جوجه هایش را بر می دارد و از آن نگه داری می کند...

.

Kes یا قوش همانند دیگر آثار کن لوچ به ناهنجاری های جامعه بحران زده و نابسامان می پردازد. قوش فضایی دلسرد کننده دارد که به مسئله انحطاط انسانها در دل ساختارهای آلوده جوامع می پردازد و داستان خانواده ای بهم ریخته و پدری که خانواده را رها کرده و رفته و پسر بزرگ خانواده که تعادل روانی ندارد و آرزوی مرگ مادرش را می کند را بازگو می کند. کن لوچ استاد به تصویر کشیدن بحران ها در جامعه است و به نحوی آنها را طرح می نماید که تماشاگر احساس سرگرمی نکند بلکه مزه تلخ آن را احساس کند و به فکر فرو رود. کاسپر همه جا چه در خانه و چه در مدرسه و جامعه با محدودیت و سرکوب مواجه است. در سراسر فیلم زنجیره ستمگری از قوی به ضعیف قابل مشاهده است تا اینکه اوج این مسئله در پایان تراژیک فیلم به وضوح دیده می شود. به نظر می رسد افراد این اجتماع کوچک برای اثبات خود راهی جز زورگویی نمی شناسند و هویت شان این گونه شکل گرفته است. کاسپر روحی تسلیم نشدنی و ناآرام دارد. در صحنه قدم زدن در بیشه زار انعکاس سینمایی روحیه اش را می بینیم که به صورت قطع شاخ و برگ درختان خود را نشان می دهد. واکنش کاسپر در برابر زورگویی ها انزواست که او را به سمت طبیعت و دنیای تنهایی خودش سوق می دهد و در آنجا قابلیت های خود را نشان می دهد. در حالی که همه او را یک احمق می دانند در سکانسی که او به شرح اهلی کردن قوش می پردازد اطرافیانش به استعداد های او پی می برند و تحت تاثیر قرار می گیرند. اجبار و تحمیل بر کودکان مسئله ای ست که کن لوچ آنرا به نقد می کشد و بیهودگی این امر را در سخنان ناظم مدرسه می شنویم این فصل از قسمت های کلیدی فیلم است. او به ناتوانی خویش در درک این نسل اذعان می کند و برای پوشاندن ضعف خود آنها را محکوم می نماید او می گوید که روش های تنبیه او مشکلی را حل نمی کند و نتیجه ای به دنبال ندارد. او قادر نیست بچه ها را بفهمد و ضعف فهم خود را با تنبیه جبران می کند. حقوق کودکان دغدغه اصلی کن لوچ در این فیلم است و در کنار آن به چالش های اجتماعی نیز پرداخته می شود. قوش قصه قربانی شدن کودکان و پایمال شدن حقوق آنهاست که همواره باید تاوان مناسبات کثیف و درگیری ها و آشفتگی های اجتماع را بدهند.  لوچ در فیلم تعریف واقعیت و تخیل را مطرح می کند و هر کس تعریف خود را ارائه می دهد. چه واقعیتی واضح تر از له شدن حقوق کودکان و چه تخیلی زیباتر از دنیای بیلی کاسپر. کاسپر ترجیح می دهد که وقتش را با قوش بگذراند تا با دوستانش چرا که آنها هم آلوده محیط کثیف جامعه شده اند. قوش اثری ممتاز در تاریخ سینما و همچنین آثار کن لوچ است که به آسیب شناسی دقیق و اصولی ساختارهای معوج و بحرانی جوامع می پردازد. فیلمبرداری و حرکات بسیار زیبای دوربین، بازی های به شدت طبیعی و تاثیرگذار، تدوین ماهرانه،فیلمنامه قوی به اضافه موسیقی مناسب استخوان بندی اثر را محکم ساخته است. قوش را می توان در ردیف سینمای کودکان نیز ارزیابی نمود. از این نظر با آثاری چون چهارصد ضربه فرانسوا تروفو همخوانی زیادی دارد .لوکیشن مدرسه، روابط بین دانش آموزان و اولیاءمدرسه، بحران های نوجوانی، آموزگاران تربیت نشده و مستبد، چالشهای خانوادگی، محیط نامناسب،تنبیهات فیزیکی و بی دلیل کودکان و... از فصل های مشترک این دو فیلم هستند.