این قضیه رو با هر دانشی بخوایم بهش نگاه کنیم به بن بست میخوریم . فلسفه معکوس به همین موضوع ختم میشه : "یک زمانی باید چیزی از عدم به وجود آمده باشد" .
و همینجاست که همه چیز متوقف میشه . اون لحظه به وجود اومدن از عدم مگه چه اتفاقی افتاده ، چی شده ، اون "وجود" و "هستی" چطوری از "نیستی" به وجود اومد ؟ مگه در "نیستی" ، به جز "عدم" چیز دیگه ای هم بوده که بخواد خالق "هستی" و "وجود" باشه ... سعی کردم با فیزیک جواب سوالم رو پیدا کنم ولی چون خیلی تخصصی بود و منم رشته م تجربی نبود هیچی متوجه نشدم .
کسی راجع به این مسئله ایده ای داره ؟ که چجوری ممکنه از "نیستی و عدم محض" ، هستی به وجود بیاد ؟ اون وجود میتونه هر چیزی باشه ؛ یک ذره ، یک ایده ، یک انرژی یا هر چیز دیگه ای . بحث همون اصل به وجود اومدنش هست ...
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم ✌


