‍

بخشی از مصاحبه دکتر جوادی یگانه با مجله کرگدن :

زمانی که از بزرگمهر حکیم پرسیده شد که چرا سلسله ساسانیان با آن همه عظمت رو به اضمحلال رفت گفت : 

دلیل آن مسأله این بود که در دوران ساسانیان کارهای بزرگ و پیچیده را به انسان‌های کوچک واگذار کردند ، انسان‌هایی که تنها صورتک‌هایی از نخبگی را با خود حمل میکردند و در واقعیت پخمه‌ها و کوتوله‌هایی بودند که تلاش میکردند رشید نمایی کنند و شاهان ساسانی نیز به قامت این پخمگان و کوتوله‌ها درآمدند 

? هنگامی که فضای سیاسی ایران توسط پخمه‌ها و کوتوله‌ها پر شد آنان به صورت طبیعی اجازه نمی‌دهند افراد بزرگ در فضای سیاسی ایران وجود داشته باشند چرا که اگر بزرگان در عرصۀ سیاسی فعالیت کنند مردم آنها را با هم مقایسه میکنند و در چنین شرایطی قد کوتاه ، فکر کوتاه و تدبیر کوتاه آنها برای همگان نمایان می‌شود

به همین دلیل نیز فضای سیاسی ایران همواره توسط افراد حقیری پر شده است که چشم دیدن افراد رشید را نداشتند و تاکتیک همۀ این قُماش برای ماندن در قدرت چاپلوسی و سالوسی بود و هست ، در نتیجه فرهنگ چاپلوسی و سالوسی چنان در ایران رخنه کرده که تا به امروز ادامه دارد و و هرگاه در این مملکت مُصلحی ندای آزادی و عدالت سر داد یا مانند قائم مقام در باغ خفه شد یا مانند امیرکبیر تیغ جهالت در باغ فین کاشان خونش را ریخت یا مانند محمد مصدق در تبعید و انزوا از دنیا رفت ... تاریخ ایران پُر از خون‌های عدالت‌طلبانی ست که جان‌ شیرین‌شان را در راه جهل مردم داده‌اند

«جان شيرمان» انگلیسی در سفرنامه‌اش دربارۀ ایرانیان می‌نویسد : ايران سرزمين تضاد و افراط است . آب و هوا يا گرم و مرطوب است و يا سرد و خشک ، زمين يا حاصل‌خيز است يا بی‌حاصل ، شهرها يا بسيار زيبا هستند يا به غايت زشت ، مردم يا بی‌نهايت ثروتمندند يا بی‌اندازه فقير ، یا خوشرو و سخاوتمندند یا حريص و تنگ‌چشم ...

 چنان كه گويی به راستی تضاد در اين كشور پايانی ندارد اما آنچه مرا در مورد ایرانیان به وحشت می اندازد این است که هرگز نمی‌توان فهمید وقتی با یک ایرانی طرف هستید درست عقیدۀ او چیست ... مردم ایران به کلی صبورند و حکومت بر آنها آسان است اما عاداتی دارند که در جاهای دیگر مایۀ عار بشریت است ، زندگانی مردم این مملکت عبارت است از یک رشته توطئه و پشت‌هم اندازی و فکر و ذکرشان این است که چگونه هیچ کار مفیدی انجام ندهند ، خود را مرکز عالم می‌دانند و با وجودی که از همه همسایگان‌شان شکست خورده‌اند باز خود را از تمام آنان بالاتر و بزرگ‌تر می‌دانند !!

➕ باور کنید مشکل اصلی ایران خود ماییم یا دست‌کم جهالت بخشی از ما نمی‌گذارد ایران به سامان برسد ... این روزها بیشتر از همیشه به این شعر #استاد شفیعی کدکنی فکر میکنم : 

به کجا چنین شتابان ؟

به هر آن کجا که باشد

به جز این سرا سرایم ...