سوی تو می دوند سوار و پیاده، مست هم راه مست، قافله ها مست ، جاده مست دیدم که در میانه ی میخانه عالمی است حتی شراب مست، سبو مست ، باده مست شاعر به وقت گفتن شعر از دو چشم توست از حال رفته، از نفس و پا فتاده ، مست کار غزل به شرب مُدامت ردیف شد حتی ردیف قافیه ها را نهاده مست پلکی زدی و کار جهان روبه قبله شد کعبه به دور توست، بدون اراده ، مست در کوچه ی قرار تو بند آمده است راه در ازدحام ، هرچه نبی ، ایستاده مست یوسف دوید و پیرهنش را درید و گفت: زیباترین پدیده کنون روی داده مست افعال درهمند، تو هستی و بوده ای فعل مضارع مست، و ماضی ساده مست حُسن از نگاه مست تو اول شروع شد خورشید زیر پلک تو محو طلوع شد مولا حسن ، کرامت دریا، حسن حسن حیدر حسن، دوباره ی بابا حسن حسن پیغمبر مجدد این خانه مجتباست موسی حسن، شکوه مسیحا حسن حسن اصلا خدا کشید صفات کمال را از ابتدای نام خودش تا حسن ، حسن بابا شدن چقدر می آید به بوتراب مادر شدن به فاطمه اش با حسن،حسن روزی که هست یوم یفر من الاخیه امضا نموده دفتر ما را حسن ، حسن ای سفره دار شهر مدینه ، جناب فضل ما را بخر به خاطر زهرا حسن ، حسن اصلا حسین هم حسنی می شود اگر جای حسین ، ذکر شود یا حسن حسن