گر چشم تو می دید آنچه را برای دوستان خود آماده کرده ام قلب تو آب می شد و جان تو به شوق از تن به در می رفت این ها پاداش دلی است که تنها به من گره خورده و فقط مرا در خود جای داده
ای فرزند آدم در شگفتم چگونه تو با مردم انس می گیری و به دیگران دل می بندی در حالی که می دانی تنها خواهی مرد و می دانی تنها در قبر خواهی خفت و تنها در پیشگاه من خواهی ایستاد و تنها حساب پس خواهی داد؟
آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود؟ ساعتی؟ روزی؟ ماهی؟ سالی؟ چند هزار سال؟ چند میلیون سال؟ با خودت فکر کن و بیاندیش هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی در دنیا با من انس بگیر، اگر لحظه ای لحظه ای، و اگر همیشه همیشه
لطفا شیر کنید


