وینترفل سقوط میکرد. جان دنی و جیمی و آویژه ها و دوتراکیای باقیمونده فرار میکردندبه ایرون ایلند! وحشی به پشت دیوار بر میگشتن  آریا به براووس بر میگشت تا جاکن هاگار رو ببینه و راهی برای قتل نایت کینگ پیدا کنه. نایت کینگ سرسی رو شکست میداد. و سرسی به اسوس میرفت(فصل 8) داریو ناهاریس از اسوس به همراه مزدوران دیگری از گلدن کمپانی به دراگون استون میومدن. آریا در براووس با بیلیش دیدار میکرد و مشخص میشد که کسی که کشته شده تو وینترفل بیلیش نبوده(بیلیش اصلیت براووسی داره و یه نفر رو اجیر کرده بود تا به جاش با سانسا باشه تا خودش بعد از پایان جنگ ادامه سیاست هاشو در پی بگیره) (خط داستانی بیلیش و آریا تو براووس میتونست شکل بگیره) در نهایت معلوم میشه بیلیش جزو قاتلین بی چهره بوده، جاکن هاگار به آریا یاد میده چطور با جادو خودش رو به شکل آدر ها در بیاره. نایت کینگ بقیه هقت اقلیم رو قتل عام میکنه(به جز دراگون استون و جزایر آهن). چند تا از اژدهایان مدفون رو هم زنده میکنه(فصل9) نایت کینگ به دنبال راهی برای کشتن برن میگرده و سعی داره با حمله به دراگون استون همه رو نابود کنه تو جنگی که شکل میگره جان با نایت کینگ روبرو میشه و نایت کینگ تا نزدیکی کشتن جان میره که آریا نایت کینگ رو میکشه. دنی کویین میشه راز جان فاش نمیشه توسط هیچکس و به عنوان پادشاه شمال منصوب میشه. جیمی هم به عنوان لرد کستلی راک منصوب و سرسی و بچه اش توسط دنی بخشیده میشه. سرسی اما پس از بازگشت به وستروس سعی در بازپس گیری قدرت داره که توطئه اش بدون تطلاع جیمی توسط واریس کشف میشه سرسی و جیمی محوم به مرگ میشن تیریون نمیتونه جلوی دنی رو بگیره به خاطر همین دنی رو با زهر مسموم میکنه.(فصل 10) ریگال و دروگو کینگز لندینگ رو ترک میکنن. و به جای نامعلومی میرن. شش اقلیم باقی مانده از هم میپاشن و هر کدام به دنبال پادشاهی جداگانه اند! واریس هم وقتی متوجه میشه عامل تفرقه تیریون بوده اون رو به آویژه ها میگه ولی تیریون از قبل به وینترفل میره اما جان با فهمیدن داستان قصد اعدامش رو داره اما سانسا مانع میشه! آویژه ها و داریو ناهاریس که الان ادعای تاج و تخت داره استقلال دورن و ایرون ایلند رو میپذیره و با 5 اقلیم دیگه میجنگه که البته شکست میخوره. در نهایت تصمیم به نابودی تخت اهنین میگیرن و هفت اقلیم مستقل میشن!(فصل 11)