مجله «سایت اند ساوند» (Sight & Sound) که از مجله‌های معتبر سینمایی جهان به حساب می‌آید هر ده سال یک‌بار از منتقدان و کارگردانان صاحب‌نام سراسر جهان می‌خواهد لیستی از فیلم‌های برتر تمام تاریخ سینما ارایه کنند. سایت اند ساوند نهایتا هر دهه دو لیست از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما معرفی می‌کند، یک لیست از بهترین‌های تاریخ سینما از نظر منتقدین و یک لیست از برترین فیلم‌های تاریخ به انتخاب کارگردان‌ها. آخرین باری که این مجله دست به انتخاب این دو لیست زد سال ۲۰۱۲ بود؛ ۸۴۶ نفر از منتقدین، اساتید دانشگاه، پخش‌کنندگان و توزیع‌کنندگان، نویسنده‌ها و افراد مطرح حوزه سینما از ۷۳ کشور جهان در بخش منتقدین دست به انتخاب زدند و نتیجه آرای این افراد در قالب یک لیست ۲۵۰ فیلمه که با عنوان ۲۵۰ فیلم برتر سایت اند ساوند مشهور است منتشر شد. همچنین ۳۵۸ کارگردان هم فیلم‌های محبوب‌شان را در قالب ۱۰ فیلم برتر معرفی کردند که از این رای‌ها هم لیستی تحت عنوان ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما بیرون آمد. در میان کارگردان‌ها چندین کارگردان ایرانی هم حضور داشتند که از آن‌ها می‌توان به اصغر فرهادی و مانی حقیقی اشاره کرد. در حال حاضر چند سالی است که هر دو لیست منتشر شده و از اعتباری ویژه و جهانی در میان اهالی سینما بهره‌مند است. در این مطالب فقط لیست مربوط به منتقدان را مدنظر قرار داده ایم.

 

" دنیا زشتی کم ندارد / زشتی‌های دنیا بیش تر بود / اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود / امّا آدمی چاره ساز است "

 

 

ژانر : مستند ، کوتاه

سال انتشار : 1963

محصول کشور : ایران

کارگردان : Forugh Farrokhzad

خلاصه‌ی داستان : مستندی کوتاه ساخته فروغ فرخزاد درباره ی افراد جذامی در شمال ایران ....

.

زمانی که لیست بهترین مستندهای تاریخ سینما در نشریه Sight & Sound به چاپ می رسید، برای مخاطبان اصیل سینما اصلا عجیب نبود که تنها اثر سینمایی فروغ فرخزاد، شاعر بی بدیل ادبیات معاصر ایران در بین این آثار معرفی شود. ابراهیم گلستان، که بی شک یکی از بهترین مستند سازان تاریخ سینمای ایران است و در آن روزها به روایت تاریخ دلباخته فروغ فرخزاد بود، بهترین فرد را برای ساخت چنین مستندی مامور کرد. تلاقی ادبیات لطیف شاعرانه ایران، شعر نو و سبک مایوس و شورانگیز و انقلابی فروغ و سبک مستند سازی و روایی گلستان بدون شک “خانه سیاه است” را یکی از بی بدیل ترین های تاریخ سینمای مستند دنیا کرده است.

فروغ سفر طویلی را به جان می خرد و به میان مبتلایان به جذام می رود. در شهرکی که انگار چون اعضایش تکه ای جدا افتاده از تمام سرزمین ایران است. لکه ای که نمی توان آن را شست و نه می توان آن را پذیرفت. مردمانی که گرچه مبتلایان به جذامند، اما از جذامی های حقیقی جامعه آن روزهای ایران بسیار دلپذیرتر به نظر می رسند. سرزمینی که با تمام زشتی های ظاهریش، زندگی را با تمام شئوناتش معنا می کند و فروغی که بسیار دقیق و موشکافانه این جذام را به اذهان و آرای تمام جامعه ی ایران تسری می دهد. جایی که تصاویر و دیالوگ های شاعرانه اش یکه تازی بی پایانی را عرضه می کند، تصاویر زمینت می زند و الحان بلندت می کند، جایی امید تو را به عرصه بر می گرداندت و دوباره تو را دور می کند.

این اثر کوتاه زیبا ترین مستند شاعرانه ایست که بار تمام زنانگی شعرهای فروغ را به دوش می کشد و منجلاب سیاه تصاویرش را قابل رویت می کند. یکی از مشکلات عمیق آن روزهای ایران را به نمایش می گذارد و یاس و امید را به بازی می گیرد.