جهان فوتبال ستارگان بی شمار و اعجاب انگیزی را تا به اکنون به خود دیده است ستارگانی که در همه جا صحبت از هنرنمایی ها و توانمندی های منحصر به فردشان زبانزد خاص و عام است اما این نظریه به خوبی در جهان فوتبال معروف است که اگر شما فوتبالیست بزرگی هم باشید لزوما مربی بزرگی نخواهید شد. برای اینکه بهتر این جمله ای را که در بالا گفته شد را متوجه شوید کافی است فقط به لیست 10 نفره زیر توجه کنید که چه ستارگان بزرگی هرگز نتوانستند در قامت مربیگری درخشان ظاهر شوند.
دیگو مارادونا
مارادونا قبل از این که در سال ۲۰۰۸ سرمربی تیم ملی آرژانتین شود، عملکرد ناموفقی در رده باشگاهی و در تیمهایی مانند ماندیو و ریسینگ کلاب در اواسط دهه ۱۹۹۰ داشت. آرژانتین با مارادونا به زحمت به جام جهانی آفریقای جنوبی صعود کرد و تاکتیکهای او موجب شد تا آرژانتین با شکست ۰-۴ به آلمان از جام جهانی حذف شود. او بعد از جام جهانی به الوصل امارات رفت و پس از ۱۴ ماه، این تیم با ۲۹ امتیاز اختلاف نسبت به العین صدرنشین، در رتبه هشتم جدول بود.
پل گاسکوئین
ستاره انگلستان در جام جهانی۱۹۹۰، تنها ۳۹ روز روی نیمکت تیمی در دستههای پایین این کشور دوام آورد. کارنامه بازی “گازا” عالی بود. او با ۵۷ بازی ملی، سابقه حضور در باشگاههای نیوکاسل، تاتنهام و لاتزیو را داشت. اما تجربه او روی نیمکت به عنوان سرمربی متفاوت بود: گاسکوئین ۶ بازی روی نیمکت تیم کترینگ نشست و حاصل آن ۲ برد، ۲ تساوی و ۲ باخت بود.
بابی چارلتون
بابی چارلتون ۳ بار قهرمان لیگ و یکبار قهرمان اروپا شد و یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان در تنها قهرمانی انگلستان در جام جهانی (۱۹۶۶) بود. تیم قوتبال پرستون با هدایت چارلتون به دسته پایینتر سقوط کرد و در ۹۹ مسابقهای که چارلتون هدایت این تیم را به عهده داشت، میزان پیروزیاش ۳۳ درصد بود. او در اوایل دهه ۱۹۸۰ برای مدت کوتاهی مربی ویگان شد، اما از ۹ مسابقه فقط ۲ برد به دست آورد و خیلی زود راهی صندلی مدیریت شد.
لوتار ماتئوس
قهرمان جام جهانی و بازیکن سال اروپا، هفت باشگاه عوض کرد. اما او که رکورددار بازی در تیم ملی آلمان است، در ۱۰ سال مربیگریاش، نه در باشگاههایی مانند راپید وین و پارتیزان بلگراد موفق شد و نه در تیمهای ملی مجارستان و بلغارستان.
هریستو استویچکوف
آقای گل جام جهانی ۱۹۹۴ و برنده توپ طلا در همان سال، یکی از برترین ورزشکاران تاریخ بلغارستان است. در رده باشگاهی هم او به همراه روماریو یکی از مخوفترین زوجها خط حمله بارسلونا را ساختند. او که معمولا با بازیکنان به مشکل میخورد و یکبار گفته بود: “اعتقادی به تاکتیک ندارم”، سه سال سرمربی تیم ملی بلغارستان بود و نتوانست این تیم را به جام جهانی ۲۰۰۶ و یورو ۲۰۰۸ برساند. کارنامه او در باشگاههایی مانند سلتا ویگو و زسکا صوفیا هم ناکامی مطلق بود.
بابی مور
کاپیتان تیم ملی انگستان در جام جهانی ۱۹۶۶، در مربیگری به اندازه هنرپیشگی هم استعداد نداشت. او که به همراه پله در فیلم “فرار به سوی پیروزی” بازی کرده بود، در سال ۱۹۸۰ و در اولین تجربه مربیگری راهی تیم آکسفورد شد و دستیارش هم هری ردنپ بود. عملکرد ناموفق او در این تیم موجب شد تا راهی تیم ایسترن در هنگکنگ شود. او دوباره به انگلستان بازگشت و مربی ساوتند شد، اما در این تیم هم چنان عملکردی داشت که همه به این نتیجه رسیدند که او هم مثل چارلتون برای سمتهای مدیریتی مناسبتر است.
آلن شیرر
کاپیتان تیم ملی انگستان و ماشین گلزنی بلکبرن و نیوکاسل که هنوز هم با ۲۶۰ گل، بهترین گلزن لیگبرتر انگلستان است. او اما در مربیگری نتوانست عشق دوران نوجوانیاش را در فصل ۹-۲۰۰۸ از سقوط نجات دهد. شیرر به عنوان منجی به نیوکاسل آمد، اما در هشت مسابقه فقط یکبار برد و میزان پیروزی نیوکاسل با او ۱۲.۵ درصد بود.
پل اینس
فرمانده میانه میدان منچستر یونایتد و اینتر میلان، آغازی خوب در مربیگری داشت. مکلسیفلدتون را از سقوط نجات داد و بعد هم امکی دانز را به دسته بالاتر رساند. اما به محض این که پایش را به بلکبرن گذاشت، همه چیز تغییر کرد. اینس پس از این که توانست فقط ۶ بار در ۲۱ مسابقه پیروز شود، اخراج شد. او بار دیگر به امکی دانز بازگشت و اینبار ناکام شد. و بعد هم یک نمایش ضعیف در نانس کانتی. در حالی که به نظر میرسید دیگر کسی حاضر نبود تیمی به اینس بدهد، مسئولان بلکپول ریسک کردند و قراردادی یک ساله جلوی او گذاشتند. اینس در فصل اول موفق بود و توانست تیم را از منطقه سقوط لیگ یک (دسته سوم فوتبال انگلستان) نجات دهد، ولی فصل بعد وقتی از ۱۲ مسابقه صاحب ۲ امتیاز شد، مسئولان باشگاه او را اخراج کردند.
تونی آدامز
این مدافع مستحکم تمام دوران بازیاش را در آرسنال گذراند و ۲۲ سال فرمانده خط دفاع این تیم بود. او ۶۶۹ بار برای “توپچیها” بازی کرد و ۱۰ بار هم قهرمان شد. آدامز سه بار و در سه دهه مختلف قهرمان لیگ برتر شد، ولی مربیگری داستان دیگری بود. وایکام در اولین فصل حضور او سقوط کرد و بعد هم به دنبال نتایج ضعیف در فصل ۹-۲۰۰۸ فقط ۱۶ بازی در پورتموث دوام آورد. ملیپوش سالهای گذشته انگستان بعد از آن در تصمیمی عجیب راهی آذربایجان شد، اما پس از ۱۷ ماه حضور در تیم قبله، به کشورش بازگشت.
برایان رابسون
بازوبند کاپیتانی منچستر یونایتد بیش از هرکسی روی بازوی او بسته شد، اما رابسون هرچقدر در میانه زمین رهبر خوبی بود، در کنار آن موفقیتهای قبلی خود را تکرار نکرد. البته رابسون در هفت سال حضور در میدلزبورو موفقیتهای کوچکی بدست آورد. او قهرمان لیگ دسته اول شد و دو بار به فینال جام اتحادیه و یکبار به فینال جام حذفی رسید. اما رابسون هرگز نتوانست میدلزبورو را به مقامی بالاتر از نهم در لیگ برتر برساند. رابسون بردفورد را از سقوط نجات داد و بعد هم همین کار را برای وستبروم کرد، ولی فصل بعد نتوانست با وستبروم نتیجه بگیرد در سال ۲۰۰۶ به صورت توافقی از باشگاه جدا شد. او در شفیلد یونایتد هم فقط ۹ ماه دوام آورد و بعد به تیم ملی تایلند رفت، جایی که عمر مربیگریاش پس از ۷ بازی به پایان رسید



