اوضاع جالب نبود ... از زمان انفجار اگوی پرز، ورود کهکشانی عزیزش و مدرنیزم کارلوس کی‌روش، رئال مادرید روی خوش ندیده بود. حالا هم پرز رفته بود هم کی‌روش و از آن مثلث ویرانگر مادرید فقط یک یار کهکشانی باقی مانده بود. مرد اخموی ایتالیایی روی نیمکت، هوادارانی که او را نمی‌خواستند و مدیری که به زودی زیرآبش زده می‌شد ... اما رئال برگشته بود و پس از مدتها در آستانه قهرمانی قرار گرفته بود اما در بدترین زمان ممکن در حال وا دادن بود ... مایورکا توسط وارلا به گل رسیده بود، ون نیستلروی از زمین بیرون رفته بود، هیگواین ۱۸ ساله به زمین آمده بود و هیچ خبری از بازگشت نبود ... آن زمان روزهای چمپیونزلیگی رئال هم نبود که لیگ های از دست رفته را جبران کند ... از آن طرف بارسلونا مشغول چپ و راست کردن خیمناستیک بود اما نود دقیقه های برنابئو خیلی طولانی بود آن کهکشانی بیرون رفت و قهرمان به بازی آمد ... سن ایکر ... روبینهو ... هیگواین ... کات بک ... انفجار ... کاپیتان توپ را از داخل دروازه جمع می‌کند ... کار ریس تازه شروع شده کرنر ... دیارا ... باز هم انفجار ... باز هم کاپیتان توپ را از داخل دروازه جمع می‌کند ... اشک ها و فریادهای سن ایکر ... دیارا در آغوش همه ... نیستلروی او را رها نمی‌کند ... قهرمانان ... و بالاخره باز هم نوبت اوست که آخرین ضربه را محکم تر بزند ... قهرمان مادرید ... شوت پای چپ از پشت چارچوب و تمام پایان روزهای تیره رئال برگشت و قهرمان شد ? ممنونیم خوزه آنتیونیو ❤️❤️❤️ Rest In Peace Champion ???