گفتم نه, اونجا فقط جای مادراس!!!
گفت مگه نمیخوای کنار ماردت باشی؟؟ گفتم , نه دیگه
این دنیاشو ازش گرفتم , جوونی و روزای خوبشو واسم گذاشت!! پیر شد تا من جوون شم , غصه خورد تا من بخندم , کهنه پوشید تا من نو باشم , گرسنه خوابید تا من حسرت چیزی رو نخورم
دیگه نمیخوام تو بهشت هم شب و روز حواسش به من باشه
بذار حداقل اونجا برا خودش راحت زندگی کنه !
کاش فقط یه روز مادرا برا خودشون زندگی میکردن
به افتخار مادرا


