اختصاصی طرفداری- آلمان ها با اینکه به فینال جام جهانی 2002 رسیده بودند، در فواصل سال های 94 تا 2004، اسف بار بودند و هوادارنشان را در جام های جهانی و مسابقات یورو، پیوسته از خود ناامید می کردند. از آن دوره زمانی بدین سوی، برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت صورت گرفته از طرف ساختار فوتبالی این کشور که گفته می شود بانی اصلی آن یورگن کلینزمن بوده، در دستور کار قرار گرفته است. معرفی انواع و اقسام استعدادهای فوتبالی، حضور مستمر باشگاه های آلمانی در مراحل بالای لیگ قهرمانان اروپا و نتایج درخشان تیم ملی در مسابقات اروپایی و جهانی هم همه حاکی از آن دارند که آینده نگری آلمان ها جواب داده است و امروز آنها شکوفا شدن آن را به چشم می بینند و می توانند برای سالیان پیش رو برای حریفانشان، خط و نشان بکشند. علاوه بر این، اردوهای مفید، بازی های دوستانه برنامه ریزی شده و البته ساخت کمپ اختصاصی اقامتی-تمرینی در برزیل را هم باید به دلایل زیرساختی موفقیت بنزهای آلمانی در جام جهانی اضافه کرد که البته مورد آخر قبل از مسابقات، مورد تمسخر هواداران سایر تیم ها هم قرار گرفته بود.
تا قبل از مسابقه برابر فرانسه، ترکیب و بازیکنان مورد استفاده از سوی کادر فنی، اعتراضات بسیاری به همراه داشت. حضور بواتنگ در سمت راست خط دفاعی، لام در خط میانی و گوتسه و اوزیل به عنوان بال های تهاجمی، تیغ تند انتقاد هواداران و کارشناسان را به سمت یوگی، نشانه رفته بود؛ مساله ای که با نمایش های ضعیف و وحشت آور مقابل الجزایر و غنا، درستی خود را ثابت کرده و در نهایت لوو را با مصدومیت اجباری موستافی، مجبور به کرنش در برابر خواسته عموم نموده و پست بازی لام و بواتنگ را به محل تخصصی شان تغییر داد و گوتسه را به جای کلوزه کهنه کار، به نیمکت چسباند. علی رغم آنکه لوو به تصمیمش مبنی بر بهره گیری از مسوت در بال ها، که ضعیف ترین یک ماه عمرش را در تیم ملی پشت سر گذاشت، پافشاری می کرد، سایر جابجایی ها و این انعطاف پذیری سرمربی، نتیجه داد و دو برد دلچسب برابر فرانسه یکدست و برزیل میزبان به ارمغان آورد.
هر چقدر هم که برای رقیبان و طرفدارانشان آزار دهنده باشد، آلمان هیچ گاه در طی این مسابقات، روی به بازی هیجانی نیاورده و همواره فوتبال دیکته شده و تاکتیک های تصویب شده لوو و دیتر فلیک را در زمین پیاده می کرد. ژرمن ها چه در مخمصه بازی با الجزایر و چه در لذت در هم کوبیدن برزیل، به هیچ عنوان به فوتبال بی هدف و بی برنامه نپرداختند. مساله ای که بیش از هر دیداری، در مسابقه با الجزایر و آرژانتین نمود پیدا کرد که آنها با صبر و حوصله و حفظ آرامش، حق خود را هر چقدر هم دیر، بالاخره بدست آوردند. تقابل فوتبال منظم و تعریف شده عقاب ها در بازی فینال برابر آرژانتین احساسی و متکی به ضدحملات و مهارت فردی بازیکنانش، بسیار قابل توجه و تامل بود.
![]()
در بازی های جام جهانی، وقتی تابلوی تعویض برای هر کدام از تیم ها غیر از آلمان بالا می رفت، عموما گزارشگر بازی مجبور به معرفی بازیکن تعویضی می شد و شاید در تلفظ نام او هم به دردسر می افتاد. با این حال، هر بار که یواخیم لوو تصمیم به تغییر بازیکن می گرفت، نمی شد فرق کیفی و اعتباری چندانی بین دو بازیکن تعویض شده پیدا کرد. این نیمکت قوی چه در بازی با غنا و چه در همین بازی فینال برابر آلبی سلسته ها، مفید واقع شده و یکی از مهم ترین عوامل قهرمانی آلمان بوده است. این ها همه در حالی است که یادی از غایبان مصدوم بزرگ آنها نکنیم. اگر از گومز و گوندوعان و برادران بندر، بگذریم، ژرمن ها بدون دارکوب شان به جام جهانی پای گذاردند که آماده ترین بازیکن آلمان و یکی از پنج بازیکن برتر دنیا طی فصل گذشته بوده است. آلمان چنین نیمکتی را در حالی ساخته بود که به قول یکی از دوستان، یک تیم کامل را در وطن جا گذاشته بود. خدمات کلینزمن در این باره دوباره جلوه گر می شود؛ آلمان تا سال های طولانی پیش رو، به او بدهکار است.
فوتبال ایده آل گرا و اغلب منفور آلمان، به جز موارد نادری چون ورژن 2002 جام جهانی، به تک ستاره ها چشم ندوخته و همان طور که از معنای کلمه مانشافت برمی آید، به تیم اش امید بسته است. این دوره هم همانند دهه های گذشته، آلمان عاری از تک ستاره، فوق ستاره و ابر ستاره بود و در روزهایی که فوتبال مسی-محور آرژانتین یا نیمار-محور برزیل، دل هوادارنشان را می برد، لوو هر روز ستاره جدیدی برای کسب نتیجه رو می کرد. هت تریک مولر برابر پرتغال، اولین تماس با توپ تساوی بخش کلوزه برابر غنا، گل تمام کننده شورله در مصاف با الجزایر، ضربه سر تماشایی هوملس در برابر فرانسه، ضربات کاری پی در پی کروس در جدال با پیکر نیمه جان برزیل و در نهایت تک گل پیروزی بخش گوتسه برابر آرژانتین، همه نشان از تیم بودن آلمان نسخه 2014 در مقایسه با رقیبانش دارد. از بازی فداکارانه نویر برابر همه تیم ها به خصوص الجزایر و درخشش بواتنگ در بازی فینال هم نمی توان بدون تقدیر گذشت. همه این ها را که کنار بگذاریم، به باستین شواین اشتایگر می رسیم که بعد از غیبت خدیرا و خروج کرامر، به تنهایی مقابل برنامه های هجومی آرژانتین ایستادگی کرد، ضربه خورد و همچون یک گلادیاتور در میدان نبرد، جنگید تا در روز بد هوودس و بازی معمولی کروس و هوملس، علاوه بر زنده شدن یاد بکن بائر بزرگ و ماتئوس افسانه ای، رویای ستاره چهارم ژرمن ها به حقیقت بدل شود. شواینی در روزی که گوتسه سوپر ماریوی قهرمان، لقب گرفت، قهرمان ابدی و رئیس بلامنازع میدان ماراکانا بود.
آلمان در حضور تمام بزرگان دنیای فوتبال با اتکا بر برنامه ریزی بلند مدت، صبر و حوصله و پایبندی به دستورات کادر فنی، تصمیمات به موقع و درست یواخیم لوو، نیمکتی فوق العاده و در نهایت روح تیمی قابل ستایش، غیرممکن را ممکن کرد و در سرزمینی در دوردست ها، در آب و هوای غیرقابل تحمل و با وجود اتفاقات پیش بینی نشده، قهرمان جهان شده و سلطان چهار ساله فوتبال دنیا لقب گرفت. ستاره چهارم هر چقدر از آلمان ها، فرار کرد، بالاخره در ماراکانا رصد شده و شکار شد.



