اگر شما به یک شخص و کاری که او انجام میدهد اطمینان دارید و می‌خواهید سکان هدایت تیمتان را به او بدهید این بمعنای آن است که باید طبق نظر او امور فنی تیم را پیش ببرید. سرمربی یک تیم به واسطه‌ی اختیاری که در انتخاب کادر فنی و بازیکنان مورد نظرش دارد مسئول شماره یک نتایج تیم است.اگر قرار باشد کادر فنی یا بازیکنانی به یک سرمربی تحمیل شوند این یعنی شما به آن سرمربی و روشی که برای پیشبرد اهداف تیم دارد اعتقادی ندارید و مطمئنا آن سرمربی نیز اگر نتیجه نگیرد بخاطر تحمیلی بودن کادر فنی و بازیکنان از برعهده گرفتن مسئولیت نتایج تیم شانه خالی خواهد کرد. از طرف دیگر اگر یک سرمربی حاضر باشد تحت هر شرایطی قرارداد ببندد و حتی راضی به کادرفنی و بازیکن تحمیلی باشد این یعنی او برای پیک نیک و تعطیلات تیم شما را انتخاب کرده است و حتی خودش نیز به کار و روش خودش اعتقادی ندارد نمونه‌ی بارز این سرمربیان را سال قبل تراکتورسازی دوبار تجربه کرد اولی جان توشاک و دومی جرج لیکنز! نکته‌ی دیگر درمورد کمک مربیان ایرانی است که بدون تعارف هیچکدام بار فنی چندانی ندارند. همین امیرحسین پیروانی چه چیزی به تیم ما اضافه کرده است؟ چرا دو سرمربی خارجی تیم عوض میشود ولی ایشان را بقول معروف توپ هم تکان نمیدهد؟ ایشان نه سابقه بازی در تراکتورسازی را دارند که بگوییم با جو تیم ما آشنا هست و نه سابقه‌ی درخشانی دارد که بتواند از نظر فنی کمک حال تیم باشد و نه حتی با جو شهر تبریز آشنا هست. حداقل اگر قرار است یک کمک مربی ایرانی کنار تیم باشد چرا از بازیکنان سابق تیم خودمان استفاده نکنیم کاری که پرسپولیس با کریم باقری و استقلال با فرهاد مجیدی انجام میدهد چرا باید همیشه چراغی باشیم که برای دیگران بسوزیم؟