علی کریمی گفته بدیهی‌ترین کار مدیران پرسپولیس باید تمدید قرارداد برانکو باشد و یکی دیگر از پیشکسوتان باشگاه هم نوشته: «فقط یک دلیل بیاورید برای اینکه برانکو باید جدا شود.» اتفاقا سوال خوبی است؛ اما نه برای کسی که هنوز نمی‌داند ایران «سرزمین اتفاقات بی‌دلیل» است. فقط یک دلیل بیاورید برای اینکه عادل فردوسی‌پور را اوت کرده‌اند و حتی میکروفون‌های گزارش فوتبال را هم به نامادری‌های خواب‌آلود یا عربده‌جو سپرده‌اند. فقط یک دلیل بیاورید برای اینکه یک نفر در این کشور دو باشگاه لیگ برتری دارد و چپ و راست بازیکن از این جیب به آن جیب می‌کند. فقط یک دلیل بیاورید برای اینکه دولت از تملک پرسپولیس و استقلال بیرون نمی‌کشد و حتی اسپانسر شورت آنها را هم شبیه هم می‌گیرد؛ مبادا مردم صاحب تیم‌های خودشان شوند و هر کدام به اندازه پتانسیل و شایستگی‌شان پول در بیاورند. اصلا از اینها بالاتر؛ فقط یک دلیل بیاورید برای اینکه شب می‌خوابید و صبح قیمت تن ماهی را دو برابر می‌بینید یا پوشک و دستمال کاغذی را اصلا نمی‌بینید. یک دلیل بیاورید برای اینکه یک متهم پنج سال تمام «ب.ز» باقی می‌ماند، اما خبرنگار تلویزیون با یک متهم دیگر بغل به بغل مصاحبه می‌گیرد و فشنگ‌های تفنگش را می‌شمرد. اینجا خیلی چیزها دلیل نمی‌خواهد و نماندن برانکو هم یکی از آنهاست. دلیل می‌خواهی؟ بفرما سوییس زندگی کن!

البته آخر آخرش مشکل از خود برانکو است که پولش را می‌خواهد و این برای ما زیاد است. اشکال از اوست که باشگاه‌های ایرانی عرضه ندارند حق پخش تلویزیونی را بگیرند و همیشه مفلس و نالان‌اند. اشکال از برانکو است که قهرمانی در لیگ هزار میلیارد تومانی ایران «صفر ریال» جایزه دارد و به قهرمان سه دوره متوالی‌اش تشتک حلبی هم نمی‌دهند. اشکال از برانکو است که اولی هوینس 67 ساله مثل شیر در بایرن‌مونیخ ریاست می‌کند، اما هر کدام از مدیران پرسپولیس که راه و چاه را یاد می‌گیرند، بلافاصله به جرم بازنشستگی عزل می‌شوند. اشکال از برانکو است که قیمت دلار ناگهان چهار برابر می‌شود و ارزش پس‌انداز هر ایرانی به یک‌چهارم کاهش می‌یابد. اشکال از برانکو است که یک مدیر دولتی از ناجا به پرسپولیس می‌آید، به اندازه بودجه سه سال باشگاه برای مانوئل ژوزه طلب ارزی به ارث می‌گذارد و بعد به ستاد کل نیروهای مسلح برمی‌گردد. اصلا اشکال از برانکو است که نمی‌فهمد لبخندها در ایران تاریخ انقضا دارند؛ مگر نمی‌دانی ما ملت اندوه و اعتراضیم؟ آبادی تو، هارمونی خرابی‌های‌مان را به هم ریخته رفیق!