رفیقم
همسایه دیوار به دیوار
کسی که از بچگی با هم بزرگ شدیم
۴ روز پیش تو دریا غرق شد
مامانش که اونجوری گریه میکرد و به مامانم میگفت برو ببین میلادم پیش علی نیست
خواهرش که داد میزد میگفت دیگه داداشی ندارم اون لحظه دلم میخواست واقعا بمیرم
لعنت به من که وقتی بهم میگفت علی بیا بریم بیرون دور بزنیم میگفتم حال ندارم
لعنت به این دنیا که دیروز فهمیدم چیزیو ازم مخفی کرده بود که خیلی برام مهم بود و حقم بود بدونم و الان نمیتونم باهاش دعوا کنم چون دیگه نیست
لعنت به این حال که الان هم عصبانیم هم ناراحت
لعنت به این زندگی



