دوستت دارم و هنوز خاطره موهایت از لای انگشتانم رد میشود
دوستت دارم و به یاد می آورم که روزی آهسته کنار گوش ات گفته بودم در انبوه سیاه موهایت چند تار سفید دیده ام
دوستت دارم و هنوز با انگشتام به جای موهایت ، هوا را شانه میکنم
دوستت دارم همچون پیانیستی که پشت دیوار های بلند زندان کلیدهای سیاه و سفید پیانویش را به یاد می آورد و آهسته آهسته آهسته با انگشتانش در هوا سمفونی شماره نه بتهوون را مینوازد


