شاید خبر استعفای آنتونیو کونته، کم از انتشار حکم به سری B رفتن یوونتوس نداشت. برای بسیاری از هواداران متعصب یوونتوس که همواره از سال 2006، با پستی و بلندی های زیادی مواجه بوده اند، آنتونیو کونته نقش فرشته نجاتی را بازی کرد که کمتر کسی می توانست ایفا کند. گورخر ها که به حکمرانی در ایتالیا عادت کرده بودند، در مرداب امثال رانیری و زاکرونی گیر افتادند و این آنتونیو کونته بود که به مانند دوران بازیگری اش، دست سیاه و سفید پوشان را گرفت و آنها را با اقتدار به تخت پادشاهی سرزمین چکمه رساند.

اگر طرفداران چلسی به آقای خاص فوتبال می بالند، اگر دورتموندی ها به یورگن کلوپ دوست داشتنی افتخار می کنند، یوونتوسی ها هم به غیرت مثال زدنی دون آنتونیو عشق می ورزیدند. به فریادهایی که به خودی خود، لرزه به تن حریفان می انداخت. به رگ هایی که برای نابودی حریف، باد می کرد. به طرز تفکری که باعث شد کاپیتان جی جی دوباره اسکودتو را در آغوش بگیرد و آرشیتکت فوتبال ایتالیا، بهترین بازی های عمرش را انجام دهد. کونته تولد یک فلسفه جدید در یوونتوس بود. تفکری که چیزی جز بردن را بر نمی تابید و از کوچکترین فرصتی برای باز کردن دروازه حریفان، نمی گذشت. کونته و شاگردانش سه سال تاریخی را برای ما رقم زدند. سه سالی که در آسمان سیر کردیم و بردن به حدی برایمان عادی شده بود که انتظار بردهای پرگل تری را از یووه داشتیم. یادمان رفته بود که آنتونیو با چه بازیکنانی به این نتایج می رسد.

ساعاتی قبل، اخباری دردآور از تورین به گوش رسید: آنتونیو کونته استعفا داده است! (بخوانید استعفایش دادند.) و به همین راحتی، همه چیز تمام شد.کونته در پیام ویدئویی باشگاه بغض می کند و میلیون ها هوادار یوونتوس در سرتاسر جهان، با او می گریند. و این است پایانی بر سه سال فراموش نشدنی!
خداحافظ آنتونیو کونته دوست داشتنی! هیچوقت تو را فراموش نخواهیم کرد...



