اجازه دهید در ابتدا اهمیت زبان فارسی در یکپارچگی کشور را مشخص کنیم.  قومگرایان حمله به زبان فارسی اینگونه توجیه می‌کنند که این زبان تحمیلی است و متعلق است به یک قوم.  اما به راستی زبان فارسی تحمیلی و یا متعلق به یک قوم است؟  زبان فارسی زبان ملی و میراث مشترک تمامی اقوام ایران و حتی اقوام ساکن در فلات ایران است.  در این زبان کلماتی از قومیت های گوناگون به وفور وجود دارد، ترکی، عربی، کردی، لری، مازنی وغیره. حتی کلماتی از اقوام سابق و حل شده در تاریخ ایران نیز می‌توان یافت. به مانند سگاها، پارتی ها و امثالهم.  همچنین می‌توان ضرب‌المثل هایی از اقوام و فرهنگ های مختلف فلات ایران در زبان فارسی یافت.  به نظر می‌رسد تمامی اقوام و فرهنگ های تاریخ ایران به نسبت های مختلف در تعالی ، رشد و صیقل دادن این زبان تا کنون سهم داشته اند. و به وضوح این زبان تنها گویش یک قوم نیست و زبان ملی و فراگیر ماست.  ..............  اما دلیل تازش سیستماتیک و تلاش برای حذف این زبان باستانی از سیستم آموزشی کشور چیست؟  الف) قطع پیوند مردم ایران با تاریخ : جالب است بدانید زبان فارسی در کنار، یونانی، چینی و عربی تنها زبان های کلاسیک دنیا هستند که همچنان برای مردم عصر حاضر قابل فهمند.  یعنی یک کودک دبستانی ایرانی می‌تواند شعر هزارسال پیش فردوسی یا رودکی را به طور کامل درک کند. این در حالی است که در زبان های پر استفاده ی جهان مانند انگلیسی، پرتغالی، اسپانیایی و روسی این مدت کمتر از سیصد سال است.  به همین دليل مردم ایران پیوستگی عمیقی با تاریخ و ادبیات و گذشته ی خود دارند. در صورت تضعیف زبان فارسی این پیوند شکسته شده و هویت فرهنگی ملت ایران چندپاره خواهد شد.  .  ب) جغرافیای بزرگ ایران و چند پارگی زبانی: فرض کنید آموزش به زبان مادری یا ملی اختیاری شده است، حالا مهندس نفتی از شهر تبریز قصد استخدام در تاسیسات نفتی اهواز را دارد. اکنون چگونه می‌تواند به همکارهای لر، بختیاری، عرب و بلوچ خود ارتباط برقرار کند؟ به زبان اشاره؟  در نتیجه مردم هر جغرافیا محدود به جغرافیای خود شده و مرزها پررنگتر خواهند شد. بدیهی است اعمال خشونت علیه شخصی که زبان او قابل فهم است بسیار سختر است تا کسی که زبان اون ناشناخته است.