_________________________________________________

 

 

 

 

 

 

 

 

 امام على عليه‏السلام

 إنَّ الدُّنيا لَم تُخلَق لَكُم دارَ مُقامٍ ، بَل خُلِقَت لَكُم مَجازا لِتَزَوَّدوا مِنهَا الأَعمالَ إلى دارِ القَرارِ . فَكونوا مِنها عَلى أوفازٍ ، وقَرِّبُوا الظُّهورَ لِلزِّيالِ (لِلزَّوالِ)

 دنيا آفريده نشده كه سراى ماندن شما باشد، بلكه آفريده شده، كه گذرگاه شما باشد تا از آن براى سراى ماندگارى‏تان توشه عمل برگيريد. پس، در دنيا همواره مهيّاى سفر باشيد و مَركب‏ها را براى رفتن ، آماده سازيد.

 ***

 

 امام على عليه‏السلام

 إنَّ الدُّنيا لَم تُخلَق لَكُم دارَ مُقامٍ ولا مَحَلَّ قَرارٍ ، وإنَّما جُعِلَت لَكُم مَجازا لِتَزَوَّدوا مِنهَا الأَعمالَ الصّالِحَةَ لِدارِ القَرارِ . فَكونوا مِنها عَلى أوفازٍ ، ولا تَخدَعَنَّكُم مِنهَا العاجِلَةُ ولا تَغُرَّنَّكُم فيهَا الفِتنَةُ

دنيا آفريده نشده كه براى شما سراى ماندن و جاى آسودن باشد ؛ بلكه گذرگاه شما قرار داده شده است تا از آن براى سراى استقرارتان توشه اعمال نيك برداريد . پس، در دنيا همواره آماده باشيد ؛ و زنهار كه خوشى‏هاى زودگذر آن ، شما را نفريبد و فريبندگى‏هايش شما را گول نزند.

 

 امام على عليه‏السلام

إنَّما سُمِّيَتِ الدُّنيا دُنيا ؛ لاِءَنَّها أدنى مِن كُلِّ شَيءٍ.

 دنيا را دنيا ناميده‏اند ، چون فرومايه‏تر از هر چيزى است.

 ***

 

پيامبر خدا ص

 الدُّنيا دَنِيَّةٌ خُلِقَت مِن دونِ الآخِرَةِ ، ولَو خُلِقَت مَعَ الآخِرَةِ لَم يَفنَ أهلُها ، كَما لا يَفنى أهلُ الآخِرَةِ ـ

 در پاسخ به اين پرسش كه چرا دنيا را دنيا ، گفته‏اند؟ ـ دنيا ، پست و نزديك و پيش از آخرت آفريده شده است. اگر دنيا هم‏زمان با آخرت آفريده شده بود ، اهل آن فانى نمی‏شدند ، چنان كه اهل آخرت فنا نمى‏پذيرند

 ***

 

امام على ع

 كُلُّ أحوالِ الدُّنيا زِلزالٌ ، ومِلكُها سَلَبٌ وَانتِقالٌ .

 احوال دنيا، همه لرزان است و دارايى آن ، گرفتنى و قابل سپردن به ديگرى

***

 

 امام على 

 مَن سَعى في طَلَبِ السَّرابِ ، طالَ تَعَبُهُ وكَثُرَ عَطَشُهُ

هركه در پىِ سراب بدَوَد، خسته‏تر و تشنه‏تر مى‏شود.

 ***

 

 پيامبر خدا

 لا تَسُبُّوا الدُّنيا ؛ فَنِعمَت مَطِيَّةُ المُؤمِنِ ، فَعَلَيها يَبلُغُ الخَيرَ ، وبِها يَنجو مِنَ الشَّرِّ . إنَّهُ إذا قالَ العَبدُ : لَعَنَ اللّه‏ُ الدُّنيا ، قالَتِ الدُّنيا لَعَنَ اللّه‏ُ أعصانا لِرَبِّهِ

به دنيا ناسزا مگوييد؛ چه، دنيا نيكو مَركبى است براى مؤمن ؛ به وسيله آن به خوبى مى‏رسد و از بدى مى‏رَهَد. هرگاه بنده بگويد: «لعنت خدا بر دنيا» ، دنيا گويد: لعنت خدا بر نافرمان‏ترينِ ما از پروردگارش.

 مَن قالَ : قَبَّحَ اللّه‏ُ الدُّنيا ، قالَتِ الدُّنيا : قَبَّحَ اللّه‏ُ أعصانا لَهُ

 هركس بگويد: «ننگ بر اين دنيا» ، دنيا گويد: ننگ بر نافرمان‏ترينِ ما از خدا

***

 

 امام على 

كُلُّ مُدَّةٍ مِنَ الدُّنيا إلَى انتِهاءٍ ، وكُلُّ حَيٍّ فيها إلى مَماتٍ وفَناءٍ هر زمانى از دنيا ، سرانجام به پايان مى‏رسد و هر زنده‏اى در آن ، رو به سوى مرگ و نيستى است

 ***

امام على ع

 أسبابُ الدُّنيا مُنقَطِعَةٌ ، وعَواريها مُرتَجِعَةٌ

 اسباب دنيا از هم گسيختنى است و عاريه‏هاى آن ، بازگشتنى

 اگر دنيا را بر شَرَنگش نكوهش مى‏كنى ، براى شهدش نيز او را بستاى، وگرنه رهايش كن ؛ نه بستاى و نه نكوهش نماى . نفس تو برايت نمونه آورده شده است تا جايى كه نه گريه‏ات گِرِه از كار تو مى‏گشايد، و نه برادرى و رفاقتت به تو رحم مى‏كند.

 ***

 

 پيامبر خدا  فِي التَّحذيرِ مِنَ الدُّنيا ـ

 أيُّهَا النّاسُ ! هذِهِ دارُ تَرَحٍ لا دارُ فَرَحٍ ، ودارُ التِواءٍ لا دارُ استِواءٍ ، فَمَن عَرَفَها لَم يَفرَح لِرَجاءٍ ، ولَم يَحزَن لِشَقاءٍ . ـ

 در برحذر داشتن از دنيا ـ اى مردم! اين جا سراى غم است ، نه سراى شادى، و سراى پيچ در پيچ است ، نه سراى سر راست. پس هركه دنيا را شناخت ، به اميدى شاد نشد و از رنجى اندوهگين نگشت.

***

 

 پيامبر خدا 

 الدُّنيا حُلمٌ ، وأهلُها عَلَيها مُجازَونَ مُعاقَبونَ

 دنيا، خوابى است كه خفته ببيند و مردم دنيا براى آن سزا و كيفر ببينند

 امام صادق عليه‏السلام

 في وَصِيَّةِ لُقمانَ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ اعلَم أنَّ الدُّنيا قَليلٌ ، وعُمُرَكَ مِنها قَليلٌ مِن قَليلٍ ، ويَقِرُّ مِنَ القَليلِ قَليلٌ

 در سفارش لقمان به فرزندش ـ فرزندم! بدان كه دنيا اندك است و عمر تو در آن ، اندكى از اندك است، و از اندك، اندك مى‏مانَد

 ***

 

 امام على عليه‏السلام

 إنَّ الدُّنيا عَيشُها قَصيرٌ وخَيرُها يَسيرٌ ، وإقبالُها خَديعَةٌ وإدبارُها فَجيعَةٌ ، ولَذّاتُها فانِيَةٌ وتَبِعاتُها باقِيَةٌ .

 دنيا، زندگى‏اش كوتاه و خيرش اندك است ، رو آوردنش مكر و پشت كردنش مصيبت است ، خوشى‏هايش رفتنى و پيامدهاى آن ، ماندنى است

**

 امام على ع

 أوقاتُ الدُّنيا وإن طالَت قَصيرَةٌ ، وَالمُتعَةُ بِها وإن كَثُرَت يَسيرَةٌ

 اوقات دنيا، اگرچه بلند باشد، كوتاه است و بهره‏مندى از آنها، هرچند بسيار باشد، اندك است

***

 

 امام على 

 إنَّما الحَياةُ الدُّنيا مَتاعٌ ؛ ومَتاعُ الدُّنيا بَطيءُ الاِجتِماعِ ، قَليلُ الاِنتِفاعِ ، سَريعُ الاِنقِطاعِ .

 زندگى دنيا ، كالايى بيش نيست و كالاى دنيا ، دير فراهم مى‏آيد و اندك به كار مى‏آيد و زود از كف مى‏رود.

***

 

 امام على 

 إنَّما الدُّنيا مَتاعُ أيّامٍ قَلائِلَ ، ثُمَّ تَزولُ كَما يَزولُ السَّرابُ ، وتُقشَعُ كَما يَنقَشِعُ السَّحابُ دنيا ،

 در حقيقت، دنیا  برخوردارى چند روزه‏اى اندك است . سپس ، همچون سراب از ميان می رود و مثل ابر ، پراكنده مى‏شود.

 ***

 

 امام على 

 الدُّنيا مُنتَقِلَةٌ فانِيَةٌ ، إن بَقِيَت لَكَ لَم تَبقَ لَها

 دنيا، در حال انتقال از يكى به ديگرى است و از كف رفتنى است. گيرم كه دنيا براى تو بمانَد، تو براى آن نمىمانى.

///////////////////////////////////////////////%//////

 

 قصَص الأَنبياء كانَ لُقمان عليه‏السلام يَقولُ لاِبنِهِ : يابُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ ، وقَد غَرِقَ فيها جيلٌ كَثيرٌ ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّه‏ِ تَعالى ، وَليَكُن جِسرُكَ إيمانا بِاللّه‏ِ ، وَليَكُن شِراعُهَا التَّوَكُّلَ ، لَعَلَّكَ يابُنَيَّ تَنجو وما أظُنُّكَ ناجِيا . قصص الأنبياء:

 لقمان عليه‏السلام به فرزندش مى‏گفت فرزندم! دنيا ، دريايى است كه نسل‏هاى فراوانى در آن غرق گشته‏اند . پس بايد كه كِشتى تو در اين دريا ، پروا از خداى تعالى باشد و گذرگاهت ، ايمان به خدا و بادبانش توكّل باشد تا نجات يابى ، فرزندم! هرچند [با اين همه] گمان نمى‏كنم كه نجات يابى

 

 

امام على 

 إنَّ الدُّنيا مَنزِلُ قُلعَةٍ ولَيسَت بِدارِ نُجعَةٍ ، خَيرُها زَهيدٌ وشَرُّها عَتيدٌ ، ومُلكُها يُسلَبُ وعامِرُها يَخرَبُ .

دنيا ، منزلگاه كوچيدن است و سراى آرميدن نيست ، خوبى آن ، ناچيز است و بدى‏اش آماده ؛ مُلكش از چنگ مى‏رود و آبادش ويران مى‏گردد.

_______________________________

 امام على 

 اُحَذِّرُكُمُ الدُّنيا ؛ فَإِنَّها مَنزِلُ قُلعَةٍ ولَيسَت بِدارِ نُجعَةٍ ، قَد تَزَيَّنَت بِغُرورِها وغَرَّت بِزينَتِها .

 شما را از دنيا برحذر مى‏دارم ، كه دنيا ، منزلگاه كوچيدن است و سراى آرميدن نيست ؛ با فريبندگى‏اش خود را آراسته و با آرايشش مى‏فريبد.

 

 

 امام على 

 الدُّنيا ظِلٌّ زائِلٌ دنيا، سايه‏اى ناپايدار است. .

***

 

 امام على

 الدُّنيا دارٌ مُنِيَ لَهَا الفَناءُ .

دنيا ، سرايى است كه نابودى براى آن رقم خورده است.

 إنَّ الدُّنيا دارُ فَناءٍ وعَناءٍ ، وغِيَرٍ وعِبَرٍ ؛ فَمِنَ الفَناءِ أنَّ الدَّهرَ موتِرٌ قَوسَهُ ، لا تُخطِئُ سِهامُهُ ، ولا تُؤسى جِراحُهُ ، يَرمِي الحَيَّ بِالمَوتِ ، وَالصَّحيحَ بالسَّقَمِ ، وَالنّاجِيَ بِالعَطَبِ ، آكِلٌ لا يَشبَعُ ، وشارِبٌ لا يَنقَعُ ومِنَ العَناءِ أنَّ المَرءَ يَجمَعُ ما لا يَأكُلُ ، ويَبني ما لا يَسكُنُ .

 دنيا ، سراى نابودى و رنج، و پيشامدها و عبرت‏هاست . از نشانه نابودگرى[دنيا] آن كه روزگار ، زِه كمان خويش را بر كشيده است، تيرهايش به خطا نمى‏رود و زخم‏هايش درمان نمى‏پذيرد ؛ زندگان را با تير مرگ نشانه مى‏رود، تن‏درستان را با تير بيمارى، و رهيدگان را با تير هلاكت ؛ خورنده‏اى (آدمخوارى) است كه سير نمى‏شود و نوشنده‏اى (خون‏آشامى) است كه سيراب نمى‏گردد. و از نشانه رنج بودن دنيا آن كه آدمى ، آنچه را كه نمى‏خورد، گِرد مى‏آورد ، و بنايى را كه در آن سُكنا نمى‏گزيند ، مى‏سازد.

 أيُّهَا النّاسُ ، ألا إنَّ الدُّنيا دارُ فَناءٍ وَالآخِرَةَ دارُ بَقاءٍ ، فَخُذوا مِن مَمَرِّكُم لِمَقَرِّكُم ، ولا تَهتِكوا أستارَكُم عِندَ مَن لا تَخفى عَلَيهِ أسرارُكُم .

 اى مردم! بدانيد كه دنيا ، سراى نيستى است و آخرت ، سراى ماندگارى . پس، از گذرگاهتان براى اقامتگاهتان [توشه] برگيريد و در نزد كسى كه رازهاى شما بر او پوشيده نيست ، پرده‏درى مكنيد.

***

 

 امام علی

 لَو بَقِيَتِ الدُّنيا عَلى أحَدِكُم ، لَم تَصِل إلى مَن هِيَ في يَدَيهِ

اگر دنيا براى كسى از شما باقى مى‏مانْد ، به كسى كه دنيا در دست اوست ، نرسيده بود

 ***

 

امام على عليه‏السلام

 إنَّ مِن نَكَدِ الدُّنيا أنَّها لا تَبقى عَلى حالَةٍ ، ولا تَخلو مِنِ استِحالَةٍ ، تُصلِحُ جانِبا بِفَسادِ جانِبٍ ، وتَسُرُّ صاحِبا بِمَساءَةِ صاحِبٍ ، فَالكَونُ فيها خَطَرٌ ، وَالثِّقَةُ بِها غَرَرٌ ، وَالإِخلادُ إلَيها مُحالٌ ، وَالاِعتِمادُ عَلَيها ضَلالٌ .

از بى‏خبرى دنياست كه بر يك حال نمى‏مانَد و از دگرگونى خالى نيست ؛ با خراب كردن گوشه‏اى ، گوشه‏اى ديگر را آباد مى‏كند و با ناراحت كردن دوستى، دوستى ديگر را شاد مى‏كند . پس بودنِ در دنيا با خطرها همراه است و اعتماد كردن به آن ، فريب خوردن است و دل بستن به آن ، نشايد و تكيه كردن به آن ، خطاست.