نیمار جونیور برزیلی، ستاره‌ای که ناصر الخلایفی برای خریدش 222 میلیون یورو گزاف را مجبور شد بپردازد، بدون کوچک‌ترین خروجی لازم در پارک دو پرنس، ثابت کرد که پشت تمامی تمجیدات رسانه‌ها و بزرگ‌نمایی‌ها، سال‌هاست که پنهان شده و شخصیت حقیقی‌اش بسیار کوچک‌تر از مردانی تاریخی و فراموش نشدنی چون: پله، رونالدینیو، ریوالدو، روماریو و... بوده است!

چگونه می‌توان اینگونه بی‌رحمانه نیمار را نقض کرد؟! پاسخ سوال بسیار ساده است، جونیور با عملکردش در پاریس ثابت کرد که فقط می‌تواند یک بازیگر فانتزی برای ویدیو کلیپ‌های تبلیغاتی 1 دقیقه‌ای باشد و بس! نه یک رهبر و نه یک ابرقهرمان بزرگ که تحول و ارتقاء جایگاه را نصیب تیمش کند!  پسربچه‌ای که اگر اقبال خوش نصیبش نمی‌شد و رئال مادرید و بارسلونا در اوج نوجوانی برای جذبش دوئل به راه نمی‌انداختند و مسیر طبیعی پیشرفت و تکامل را طی می‌کرد، شاید امروز با تجربه‌ مفیدتر و عملکردی قابل پذیرش‌تر در دنیای فوتبال جایگاه خود را پیدا می‌کرد، نه همانند وضعیت امروزی‌اش که پس از هر اخمی، چمدان‌هایش آمادۀ بسته شدن هستند و به دنبال اجتناب از مواجهه شدن با حقیقت، پای به فرار می‌گذارد.

 

باشگاهی که قرار بود به او توپ طلا را هدیه بدهد و به زعم نیمار، شخصیت گمشده‌اش را دوباره به او هدیه قرار بود بدهد، حالا تبدیل به یک زندان شده و تصمیم به جدایی از پاریس را گرفته تا با عقب‌گردی باورنکردنی، به خانۀ اول بازگردد و درخواست بازگشت به نیوکمپ را رسماً به اطلاع مدیران مغرور کاتالان‌ها برساند، اتفاقی که هرگز برای آن آینده‌ای را نمی‌شد متصور بود، اما جونیور که دیگر آب از سرش گذشته، برای بقای بیشتر در دنیای فوتبال دست به چنین خودکشی بزرگی زد تا چند فصلی بیشتر در کانون توجهات باشد!

مطمئناً با عملکرد رفتاری و فنی که نیمار در پاری‌سن‌ژرمن و تیم ملی برزیل از خود برجای گذاشته است، به وضوح می‌توان گفت که او اگر از جمع پاریسی‌ها به صورت آزادانه جدا شود، هیچ باشگاه بزرگی ریسک جذب او را به جان نخواهد خرید، چرا که هیچ باشگاهی به دنبال ایجاد دردسر و حاشیه برای خود نیست، اما بارسلونا با ریسکی عجیب درهای خانه را بر روی یاغی برزیلی باز کرده تا بار دیگر مثلث MSN را که دیگر سالخورده شده‌اند، در اختیار بگیرد و ویترین خود را باز هم پرزرق و برق نشان بدهد که قطعاً این ماجرا برای آنها تبعاتی سنگین را خواهد داشت، چرا که نه دیگر بارسلونا آن بارسلونای آن روزهاست و نه نیمار آن پسر پرانگیزۀ قدیمی است، نیمار حالا یک مار زخم خورده است، که خیلی بدش نمی‌آید ماریو بالوتلی بلوگراناها باشد!