فرانسه 2006 با مربی افسار گسیخته‌ای چون ریموند دومنک که از نگاه بسیاری از کارشناسان فوتبال دچار اختلالات روانی بود، مدیون پیرمردهایی است که در آخرین روزهای حضورشان در لباس ملی، به دنبال یک براندازی بزرگ بودند تا تحت تاثیر اجداد خود، بار دیگر بر دیوار برلین تکیه بزنند و به شوق به سینه زدن مدال افتخار ابدی، در کنار رژۀ ارتش منظم خونسردهای بی‌روح، سنگ‌فرش‌های شانزلیزه را با غرور پشت سر بگذارند! افتخاری که در واپسین لحظات از فتح آن بازماندند تا تاریخ این بار فرانسوی‌ها را مجبور به بازگشت با دستانی خالی، از خاک آلمان کند!

ریموند دومنک نه نیازی به معجزه داشت و نه خیلی باید به زحمت می‌اُفتاد تا آبی‌ها را به یک قدمی قهرمانی جام جهانی 2006 آلمان برساند، در اختیار داشتن شاه‌مهره‌هایی نظیر: فابین بارتز، ویلیام گالاس، تورام، آبیدال، سانیول، رابرت پیرس، پت ویرا، کلود ماکلله، تیری آنری، ترزگه، زیدان، ریبری، ,ویلتورد و پدیده‌هایی نوظهور چون: ویکاش دوراسو، مالودا، سیدنی گووُ، هر مربی را می‌توانست به سادگی هرچه تمام‌تر در مسیر فتخح قله‌ها قرار بدهد، علی الخصوص که او چندین بازمانده از نسل ماورایی 1998 را هم در اختیار داشت که می‌توانستند در ترکیب مغرورهای پاریسی، ایجاد توازن کنند و رهبری درون زمین را به خوبی در اختیار بگیرند.

بزرگ‌ترین مشکل و یا عامل ناکامی فرانسه 2006 که یکی از بهترین تیم‌های ملی تاریخ فوتبال قلمداد می‌شود، نبود خط فکری یکسان و نگاه هم‌سو، از طرف کادر فنی و بازیکنان بود! به طور کلی با وجود اینکه فرانسه توانسته بود فینالیست جام جهانی 2006 شود، کسی هرگز این دستاورد را به دومنک تبریک نمی‌گفت، چرا که به طور کاملاً مشخص او با برخوردهای سینوسی و تفکرات منزوی و عجیبش تبدیل به یکی از ضعف‌های بزرگ خروس‌نشان‌ها شده بود تا به هنگام تصمیم‌گیری‌هایش، برج ایفل به لرزه دربیاید!

فرانسه 2006، همان فرانسه‌ای بود که باید باشد! تیمی که با تاثیرپذیری از تاریخ، در مرحلۀ گروهی نتوانست با رقبایی بسیار ضعیف‌تر از خود همچون: کره‌جنوبی، سوئیس و توگو، برتری خود را ثابت کند و لنگان لنگان و با 5 امتیاز خود را به مرحلۀ حذفی رساند تا بالاخره موتور شیرهای فرانسوی روشن شود و شروع به از پیش رو برداشتن ابرقدرت‌های جهان، همچون: اسپانیا، برزیل و پرتغال بسیار با کیفیت آن‌روزها کنند که دست آخر در یک روز تراژدیک، دومنک و قاتل خونسردش زین الدین زیدان، در آخرین سد لمس جام، مغلوب مارچلو لیپی و آن نسل سوپرطلایی آتزوری شدند تا فابیو کاناوارو پیش چشم میلیون‌ها فرانسوی ماتم‌زده جام قهرمانی را بالای سر بگیرد و هم‌پیمان قدیمی ژرمنی‌ها، انتقام سختی از دشمن کلاسیک خود در نبردهای قدیمی را بگیرد!

فرانسه 2006 پس از این ناکامی دچار یک فروپاشی بزرگ شد، تیمی که به یکباره در شوک خداحافظی‌های پی‌درپی سوپراستارها غرق شد و تیمی کاملا معمولی و گمراه را روانۀ تورنمنت‌ها کرد تا آن‌ها تبدیل به منزوی‌ترین ابرقدرت فوتبال برای 10 سال در سطح اول فوتبال اروپا شوند؛ به طور خلاصه کلیدی‌ترین نقطۀ تاریخ فوتبال فرانسه درست در جایی پیدا می‌شود که زین الدین زیدان ظهور می‌کند! یعنی حدفاصل 1998 تا 2006 و فجایع خروس‌نشان‌ها درست از جایی رقم می‌خورد که او اقدام به ترک میادین می‌کند یعنی دقیقاً از همان لحظه‌ای که هوراسیو الیزوندو آرژانتینی بر بالین مارکو ماترازی زیرو را برای همیشه از میادین اخراج کرد!