شاید بارها شنیده باشید که گفته اند لعنت به این شانس من چرا باید مثلا در ایران بدنیا می امدم و چرا مثلا در المان بدنیا نیامدم. میشود گفت عصیان در مقابل جبر جغرافیای از خود نشان میدهد. اما بیاید فکر کنیم به مثال شما در حوالی سالهای بین جنگ جهانی اول و دوم در کشور المان بدنیا میامدید? باز هم خوشحال میشدید که بگویید خوب شد در المان بدنیا امدم?
خوب حالا سوال این است . جبر زمانی مهم است یا جبر جغرافیایی? یا هر دو به یک اندازه مهم است که در زمان مناسب در جغرافیای مناسب بدنیا امدن? و اما سوال اصلی زمان مناسب و جغرافیای مناسب کجا و چه زمانی است?
نظر شما چیست?


