دیگو مارادونا و پله ابراسطورههای سابق دنیای فوتبال هم از ته قلبشان باور دارند که لیونل مسی و کریستیانو رونالدو، انقلابگران بزرگ فوتبال رو به زوال در افسانهها هستند، طبیعتاً وقتی که نظر حتی اکثریت دنیا نیز بدین ترتیب است، نمیتوان تئوری مخالف آن را به تصویر کشید! در این صورت متهم به جنون و دیوانگی خواهید شد.
به فوتبال باید احترام گذاشت، اما قدرتمداران امروز خیلی احترام را متوجه نیستند، برای آن قشر محدودی که دست برقضا تعیینگر هم هست روند به گونهای است که به دنبال سود خود از فوتبال میگردند و مشخصا هرگز نگاههای مردمی در تصمیماتشان نقشی نخواهد داشت، شاید یکی از جذابیتهای کریستیانو رونالدو و لیونل مسی در این مسئله بود که اتحاد بزرگی در میان مردم ایجاد شده بود تا آزادانه خوب و خوبتر را انتخاب کنند! اما امروز آنها مجبورند در تحمیلیترین گزینهها به بد و بدتر نگاه کنند...

نارضایتی بزرگی از رفتار فرانس فوتبال در ارتباط با رفتار مبتدیانهشان در مراسم توپ طلا2018 به راه افتاده است، آنها حق دارند، برای فهم درست از غلط در بدیهیترین اتفاقات نیاز به آن نیست که درجات بالای عرفان را داشته باشید، اینکه در سال 2018 چه کسی در چه جایگاهی قرار داشته است ساده ترین کار ممکن خواهد بود، به لطف فضای مجازی، پایگاههای خبری و تحلیلی و آماری و ابزارهای ارتباطهای اجتماعی و ... میتوانند به شما جزئیات دقیق و موثق را بدهند تا به راحتی انتخاب کنید، آیا فرانس فوتبال در غارهای پاریس بوده است که متوجه انتخاب درست نبوده؟! خیر! این رفتار فرانس فوتبال را همان کوچه علیچپ خودمان تعبیر کنید، یعنی میدانیم که اوضاع از چه قرار است اما ترجیحمان اینگونه است!
توپ طلا را چه کسی میدهد؟! فرانس فوتبال آیا یک مرجع آسمانی و منزه است؟! فرانس فوتبال متشکل از چند ده نفر پرسنل در نشریه خود است که بر اساس سلایق و منافع خود عمل میکند، آنها ممکن است در سال آتی به تیبو کورتوا یا اصلا آلوارو موراتا توپ طلا را بدهند! آیا باید افسوس خورد؟! فرانس فوتبال را میتوانید یک مدرسه غیرانتفاعی بدانید که به شاگردان فربه خود توجه زیادی دارد و مستعدین را به کلاسهای خود راه نمیدهد!
فرانس فوتبال فاتحه خود را خواند، این ماجرا اصلا مهم نیست، اشپیگل آلمان هم نشریهای است همانند فرانس فوتبال، این عنوان توپ طلا بود که به آنها مرجعیت و احترام بخشیده بود، آنها حتی بر چهره بیرونی توپ طلا نیز خدشه وارد کردند و عملا برای سالهای آتی از خود احترام را سلب نمودند، جای ناراحتی نیست، در دیزی باز بود و گربهای آن را دزدید! حالا بگردید و پیدا کنید پرتقال فروش را!!



