من 3 سال پیش عاشق یه دانشجوی پرستاری شدم درواقع خودم پرستارم تو بیمارستان دیدمش 1 سال باهم بودیم قرار بود ازدواج کنیم که به هر دلیلی تموم شد من 1 ساله بیکارشدم و اون الان طرحش شروع شده دقیقا تو همون بخشی که من کار میکردم دیروز بابای من بیمارستان بستری بود من خداشاهده اصلا تو فکرشم نبودم که ببینم هستش نیستش یا اصلا چی کار میکنه . زمانی که پیش بابام تو یه بخش دیگه بودم یهو بالا سرم ظاهر شد من جا. خوردم گفت اومدم حال بابات و بپرسم ما رفتیم خونه پیام داده خیلی از دیدنت خوشحال شدم آغا جان عزیزتون به من بگید منظورش چیه؟  من نمیخوام دوباره مچل این خانوم بشم به نظرم قصدش فقط اذیت کردنه فک نمیکنم دوس داشته باشه که بخواد برگرده