اگر جهان فاقد معناست، پس چرا تعداد كسانى كه اين فقدان را در مى يابند اين همه قليل است؟  پاسخ تلويحى كامو اين است كه آدم ها ماهرانه و مصرّانه خودشان را در باب ماهيت واقعى جهان فريب مى دهند. آدم ها صحنه ى زندگى شان را با معناهاى جعلى دكور مى كنند و اين هنر را در خود مى پرورانند كه زياد عميق نشوند. چنان سرگرم ايفاى نقش هاى روزانه شان در كار همسرى، پدرى، مادرى، دوستى، شغلى و غيره مى شوند كه ديگر نمى توانند پوچى را ببينند.  برخاستن از خواب، تراموا، چهار ساعت در اداره، غذا، تراموا، چهار ساعت كار، خواب، و دوشنبه، سه شنبه، چهار شنبه، پنج شنبه، جمعه، همه با همان آهنگ. اما پيش مى آيد كه دكور فرو بريزد. يك روز «چرا» سر بلند مى كند و همه چيز در خستگى و ملال آغاز مى شود.

? فلسفه کامو

✍ ریچارد کمبر