متن شبهه که ایران ستیزان ساخته اند و پاسخ کوبنده از تاریخ طبری به این جعل تاریخی: طبری در وقایع سال ۱۰۴ هجری می‌نویسد: «و فی هذه السنه غزا الجراح بن عبدالله الحکمی و هو امیر علی ارمینیه و آزربایجان ارض الترک ففتح علی یدیه بلنجرم و هزم الترک: و در این سال جراح بن عبدالله الحکمی جنگ کرد. او امیر ارمنستان و آزربایجان سرزمین ترکان بود. وی بلنجرم را با دستان خویش فتح کرد و ترکان را شکست داد.» (طبری ج ۵ ص ۳۶۸)

نخست متن کامل عربی این بخش را از روی نسخه‌ی اس. گیارد و م. ژ. دوگوژه (S. Guyard et M. J. De Goeje) چاپ سال ۱۸۸۱ م. می‌نویسم:

و فی هذه السنة غزا الجرّاح بن عبدالله الحكمی - و هو أمیر على أرمینیة و أذربیجان - أرض الترك، ففتح على یدیه بلنجر، و هزم الترك و غرقهم و عامة ذراریهم فی الماء، و سبوا ما شاءوا، و فتح الحصون التی تلی بلنجر و جلا عامة أهلها.

زنده‌یاد ابوالقاسم پاینده (تاریخ طبری، ۱۳۵۳ خ.) این جمله را چنین ترجمه کرده است:

در این سال جراح بن عبدالله حکمی - که امیر ارمینیه و آذربایجان بود - به غزای سرزمین ترکان رفت که بلنجر به دست وی گشوده شد و ترکان را هزیمت کرد و آنها را با همه‌ی فرزندانشان در آب غرق کرد و هرچه خواستند اسیر گرفتند و قلعه‌های مجاور بلنجر را گشود و همه‌ی مردم آن را برون راند. (جلد نهم، ص ۴۰۴۴)

نویسنده‌ی ایران ستیز که چندان هم با زبان عربی و صرف و نحو آشنا نیست چند اشتباه کرده است: - بلنجر را بلنجرم نوشته است. - جمله‌ی معترضه یا بدل جراح پسر عبدالله حکمی را یک جمله‌ی مستقل گرفته و آن را به مفعول جمله‌ی اصلی چسبانده است و در نتیجه آذربایجان سرزمین ترکان شده است! - «ارض الترک» قید مکان یا به اصطلاح «مفعولْ فیه» فعل «غزا» است. یعنی در سرزمین ترکان جنگید یا به سرزمین ترکان حمله کرد. - اگر قرار بود «ارض الترک» بدل آذربایجان باشد می‌بایستی می‌گفت: اذربیجان و هی ارض الترک. همان گونه که در توضیح جراح گفته است «و هو امیر علی ارمینیه و اذربیجان». از همه‌ی اینها گذشته اگر آذربایجان سرزمین ترکان بود و جراح امیر آذربایجان بود پس دیگر شکست دادن ترکان به دست جراح چه معنایی دارد؟ به همین خاطر است که جمله را به تمامی نقل نکرده است یعنی غرق کردن و اسیر گرفتن و ... را حذف کرده است.

جالب آن که از این همه مقدمه‌ی اشتباه نتیجه گرفته است:

بنا بر سخن طبری اولا نام این زبان و مردمان ترکی و ترک است و آذری لغتی نامربوط در این مورد است. در ثانی حداقل در سال ۱۰۴ هجری ترکها ساکن این مناطق بوده‌اند.

من نمی‌دانم در کجای سخن طبری گفته شده که زبان مردم آذربایجان ترکی است و آذری لغتی نامربوط است.

اما سند دوم ایشان برای ترک بودن آذربایجان

همچنین طبری در باب وقایع سال نود هجری می‌نویسد: «و فیها غزا مسلمه بن عبدالملک الترک حتی بلغ الباب من ناحیه آزربیجان ففتح حصونا و مدائن هنالک: در این سال (۹۰ هجری) مسلمه بن عبدالملک با ترکان جنگید و تا منطقه باب الابواب (دربند) آزربایجان رسید و در آنجا شهرها و قلعه ها را فتح کرد.». (طبری ۵ ص ۲۲۶) از این سند نیز به وضوح مستفاد میشود که حداقل تا شهر دربند آزربایجان خوانده میشده است و جعل کلمه آران که منطقه ای در داخل آزربایجان است تنها ناشی از فوبیای ذوات عالی پان آریانیست است.

باز هم جمله‌ی کامل عربی را می‌آورم:

ففیها غزا - فیما ذكر محمد بن عمر و غیره - الصائفة عبد العزیز بن الولید، و كان على الجیش مسلمة بن عبدالملك. و فیها غزا أیضًا مسلمة الترک؛ حتى بلغ الباب من ناحیة أذربیجان، ففتح على یدیه مدائن و حصون.

ترجمه‌ی پاینده از متن چنین است:

در این سال، چنانکه محمد بن عمر و دیگران گفته‌اند، عبدالعزیز بن ولید به غزای تابستانی رفت و مسلمة بن عبدالملک سالار سپاه بود. و هم در این سال مسلمه به غزای ترکان رفت و در ناحیه‌ی آذربیجان به باب رسید و شهرها و قلعه‌هایی به دست وی گشوده شد. (جلد نهم، ص ۳۸۳۵)

- در اینجا نیز نویسنده‌ی ایران ستیز به خیال خود با افزودن «هنالک» - که در متن عربی نیست - خواسته محکم‌کاری کند. - جمله‌ی پایانی را به اشتباه نقل کرده است. به جای «ففتح علی یده مدائن و حصون» نوشته است: «ففتح حصونا و مدائن هنالک». اگر حصونا آمده مدائن هم بایستی مدائنا باشد که غلط است. - در متن عربی و نیز در ترجمه‌ی پاینده بین جمله‌ی جنگ مسلمه با ترکان و رسیدن به شهر باب فاصله است یعنی این دو ربطی به هم ندارند. - دربند شهر است نه ناحیه. در ضمن شهر دربند را در عربی «باب الابواب» می‌گویند نه «باب» تنها. - اگر منظور از «باب» شهر دربند بود چه گونه در این شهر «شهرها و دژهایی را گشوده است»؟

می‌بینیم که این بار ایران ستیز - که سواد عربی چندانی هم ندارند - دوباره مار کشیده‌اند و معرکه به راه انداخته‌اند و با تحریف یک جمله از کتاب سترگ طبری خواسته‌اند برای دروغ‌های استالین-ساخته‌ی خود مدرک تاریخی بتراشند.

خداوند این سرزمین را از دشمن و دروغ و خشکسالی بپایاد! ایدون باد!