یه سال از عمر جوانیم پشت میز و کتاب گذشت،یه پاییز و زمستان و بهار فقط صرف خوندن کتابا شد،افسرده شدم،کلی مشکل روحی پیدا کردم ،امروزم سر جلسه سوالای ریاضی واقعا منو زد زمین،واقعا نابودم کرد،اصلا انتظار نداشتم انقد بد باشم،واقعا روحیم نابود شده،انگار تو برزخم و در انتظار جهنم!خیلی زور داره کلی تلاش کنی کلی سختی بکشی بعد شکست بخوری،،موقع اعلام نتایج از مدتها قبل هم با خودم قرار گذاشتم که اگه قبول شدم که خوبه،ولی نشدم قطعا دیگه این زندگی کوفتی رو ادامه نخواهم داد،آینده ای تاریک و نامشخص،و...

درصدام رو گرفتم شد اینا:

ادبیات۵۶

عربی۳۷

دینی ۷۵

زبان۸۵

ریاضی ۱۶ !!!!!!

زیست ۶۰

فیزیک ۳۶

شیمی ۶۸

 

 

منطقه سه هستم و سهمیه و اینا هم ندارم،نظام قدیمم هستم

 

 

همه میگن آسون بوده و درصداشون بالای هفتاده،هرکیو میبینم اینو میگه،با این اوضاع موز هم گیرم نمیاد،حیف این یه سال،البته آدمی هم نیستم که اهل کار و حرفه و فعالیت باشم و به جز درس هنر دیگه ای بلد نیستم و مایل هم به کار دیگه نیستم،دیگه اگه بشه،که واقعا چیزی از زندگی نمیخوام