دیا در صفحه خود نوشت: "یک ماه بوده وقتی من صبح از خواب بیدار می شدم، امیدوار بودم این فقط یک کابوس باشد اما حالا متوجه شده ام که باید با این کابوس زندگی کنم. امیدوار بودم این روزها خیلی زود به پایان برسد اما این روزهای شادی من بود که پر می کشید. از امروز فصل جدیدی در زندگی ام شروع می شود، شیمی درمانی، برای اولین بار در زندگی کلودیا روز با یک ترس آغاز خواهد شد، ترس کتمان حقیقت.

 

چه می توانم بگویم، پس از اشک های فراوان، وقت آن رسیده است که با این جانور زشت بجنگم. با تمام وجود از خانواده و دوستانم تشکر می کنم که در این یک ماه به من کمک کردند با آرامش از همه چیز لذت برده و به من قدرت لازم را دادند تا با این موضوع مواجه شوم. برای هر کسی که با این کابوس زندگی می کند آرزوی موفقیت می کنم، هرگز لبخند زدن را فراموش نکنید