آقا ما یه دوست داشتیم بچه شهر x . خیلی به نژاد خودش افتخار میکرد .البته بچه خیلی خوبی بود اما تفکرات متعصبانه ای داشت و گهگاهی نژاد پرست میشد.آقا یه روز یه خبر عجیب اومد که این دوست ما فرزند واقعی پدرومادرش نیست و اونو به فرزندی گرفتن !!پدر مادر واقعیش ظاهرا تو زلزله رودبار فوت شده بودن.

خلاصه دوست ما اوایل نابود شد اما کم کم کنار اومد باهاش. هنوزم  زبان x خودش رو دوست داره اما دیگه واقعا فرق کرده و به معنای واقعی کلمه از این رو به اون رو شد تو مسائل نژادی

 

 

_________________

 

حرفم اینه مسائلی که ما در انتخابش هیچ نقشی نداشتیم واقعا نمیتونن باعث افتخار ما باشن. مثل نژاد _ملیت و...

.

 

بله ما میتونیم عاشق کشور و نژادمون باشیم‌ اما چیزی نیست که بهش افتخار کنیم و اون باعث برتری ما نسبت به سایرین باشه.

 

 

جدا آدم چه افتخاری میتونه بکنه به چیزی که خودش هیچ نقشی درش نداشته؟