(از قسمت قبل باید اشاره کنم که تسلا دو سال قبل از عزیمتش به امریکا مادر خود که تنها زن زندگی او بود را از دست میدهد )
درسال 1884 تسلا بیست و هشت ساله در حالی که تنها دارایی اش تنها چند سنت و چند ورق از اشعار خودش بود، به آمریکا می رود. او تقریبا بلافصله پس از آمدنش،در شعبه اصلی شرکت ادیسون به نام Edison machine works که در منهتن نیویورک بود شروع به کار می کند. مسئولیت تسلا در این جا نیز طراحی ژنراتور ها و رسیدگی به مشکلات فنی بود. تسلا ادیسون را دفعات کمی از نزدیک دیده است. او در اتوبیوگرافی خود گفته است که یک شب تمام شب را بیدار بوده تا دینامی راتعمیر کند که ادیسون و مدیر ساختمان اصلی او را در ان زمان دیده و او را مورد بازخواست قرار میدهند.وقتی تسلا دلیلش را توضیح میدهد،ادیسون می خندد و می گوید: "اون مرد واقعا خوبیه! "
علت خروج تسلا از شرکت ادیسون کاملا روشن نیست اما هرچه که بود به خاطر بدقولی های شرکت در پرداخت حقوق تسلا بود. تسلا خود گفته است به او 50000 دلار پول (یک میلیون دلار به زمان حال) پیشنهاد کردند تا بیست و چهار مدل مختلف از "ماشین استاندارد" طراحی کند اما این پیشنهاد به یک جوک بدل شد!
افسانه ها می گویند وقتی تسلا انچه خواسته شده را انجام داده و سراغ پول را از ادیسون می گوید ادیسون می گوید: "تسلا تو شوخ طبعی امریکایی ما را نمی فهمی!" تسلا در کل شش ماه در این شرکت کار کرد.
تسلا پس از خروج شروع به اختراع نوعی لامپ قوسی میکند.سپس با دو سرمایه گذار به نام های لین و ویل آشنا میشود و با آن ها برای ایجاد شرکت به توافق میرسد "شرکت لامپ و خدمات برقی تسلا" این شرکت در شهر راوی در ایالت نیوجرسی بود. تسلا در آنجا یک ژنراتور برق مستقیم پیشرفته اختراع می کند.این اولین اختراع رسمی او در آمریکا بود. در ان زمان سیستم برق رسانی به وسیله جریان مستقیم انجام میگرفت. اما جریان مستقیم هزینه های بسیاری ایجاد میکرد. تسلا در این زمان شروع به کار روی موتور های جریان متناوب میکند. اما سرمایه گذاران وی علاقه ای به این طرح نداشته در نتیجه سرمایه خود را از شرکت خارج کرده،شرکت دیگری ایجاد کرده و تسلا را بدبخت و بی پول ول میکنند. متاسفانه تسلا حتی حق ثبت اختراعات خود رو نیز از دست میدهد زیرا انها را در ازای سرمایه به شرکت واگذار کرده بود. وی بعد از این اتفاق چند ماه را با حقوق کارگری میگذارند طوری که به گفته خود تمام تحصیلات و دانشش نقشی بیهوده در زندگی اش پیدا میکند.
پس از این حوادث تسلا با دو مرد به نام های پک و براون که از شارلاتان های خوب عرصه تجارت بودند آشنا میشود و دوباره برای تاسیس شرکتی جدید با آنها به توافق می رسد. آن ها تسلا رو تامین می کردند و در ازای آن اختراعات او را به دست می آوردند. تسلا در سال 1887 در این شرکت توانست یک موتور القایی که در نوع خود بی نظیر بود،اختراع کند. این موتور با جریان متناوب که به سرعت در حال گسترش در اروپا و آمریکا بود کار میکرد. کمی بعد این اختراع ثبت میشود و در نمایشگاه به بازدید عموم گذاشته میشود و از قضا چشم مهندسان جرج وستینگهاوس را میگیرد. وستینگهاوس صاحب شرکت برق و تولیدات وستینگهاوس بود و از جریان متناوب برای برق رسانی اش استفاده میگرفت. موتور تسلا دقیقا پازل گمشده سیستم وی بود تا بر رقیبش یعنی شرکت ادیسون ،که از جریان مستقیم حمایت میکرد، غلبه کند. وستینگهاوس اختراع را از پک و براون خرید و تسلا را جداگانه برای کار در شرکت در شهر پیتسبرگ ایالت پنسیلوانیا استخدام کرد. تسلا به علت نزاع با سایر مهندسین در پیتسبرگ دوران موفقی نداشت. موتور القایی تسلا باعث رونق گرفتن جریان متناوب به جای جریان مستقیم شد . دوران جدیدی در زندگی آقای تسلا آغاز شد چون حالا او مشهور و پولدار شده بود. (برخلاف باور عام تسلا مهره اصلی ای در جنگ جریان ها نبود و وی در انتها وارد جنگ شد ولی با اختراعش به آن پایان داد و وستینگهاوس را برنده جنگ میکند.) این داستان ادامه دارد..



