عاقا میگن یه روزی یه شیر بعد از شکار رفته بود زیر سایه ی یک درخت استراحت کنه به ناگه یک کفتار جوان و مغرور از کنارش رد شد و خواست جرات شیر را بسنجد که شیر با بیخیالی مطلق به او کاری نداشت کفتار جوان و خام دوباره از کنارش رد شد دید شیر اصلا توجه نمیکنه رو به ان شیر کرد و گفت شنیده بودم شیر ها جرات ندارن و گله ای حمله میکنن شیر پوزخندی زد و گفت حیف سیرم و گرنه گردنتو خرد میکردم
(از سری مکالمات حیوانات از زبان عقب مونده ملقب به کروکودیل اورجينال طرفداری)
نتیجه اخلاقی = هیچوقت قضاوت نکنید نمره منفی داره


