پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و خاطرات زندگی می باشد.

Everyday my papa worked To help to make ends meet هر روز پدرم کار میکرد که کمک کند تا روزگار بگذرد

To see that we would eat که ببیند ما می خوریم

keep those shoes upon my feet که آن کفشها تو پای من هستند

Every night my papa would take هر شب پدرم منو برداشته

And tuck me in my bed و در رختخوابم میگذاشت

Kiss me on my head سرم را می بوسید

After all my prayers were said پس از اینکه تمام دعاهایم گفته میشد (تمام میشد)

Growing up with him was easy بزرگ شدن با او آسان بود

time just flew on by زمان فقط می گذشت

The years began to fly سالها شروع به پرواز کردند

He aged and so did I او مسن شد . منهم همیطور

I could tell میتوانستم بگویم

That mama wasn’t well مامان حالش خوب نبود

Papa knew and deep down so did she پدر میدانست و او کاملا واقف بود

So did she او هم همینطور

When she died وقتی او مرد

My papa broke down and cried پدرم خرد شد و گریست

All he said was, “God, Why not take me!” تمام حرفی که او زد این بود ” خدایا . چرا منو نبردی “

Every night he sat there sleeping in his rocking chair هر شب او اونجا می نشست می خوابید و روی صندلی راحتی تکان خور خودش

He never went upstairs او هیچوقت طبقه بالا نرفت

All because she wasn’t there همه اش بخاط اینکه او اونجا نبود

Then one day my Papa said, Son, I’m proud (of) the way you’ve grown سپس یکروز پدرم گفت پسرم . من به نحوی که تو بزرگ شده ای افتخار می کنم

make it on your own برای خودت زندگی بساز

Oh I’ll be O.K. alone.” اوه . من تنهایی مشکلی نخواهم داشت “

Every time I kiss my children هروقت من بچه هایم را می بوسم

Papa’s words ring true حرفهای پدرم درست بنظر می آیند

Your children live through you. ” بچه هایت درکنارت زندگی خواهند کرد

They’ll grow and leave you, too” اونها بزرگ شده و ترکت خواهند کرد “

I remember every word my papa used to say تمام کلماتی که پدرم می گفت را بیاد می آورم

I live that every day He taught me well that way با آنها هر روز زندگی می کنم او آن راه را به من خوب یاد داد

Every night my papa would take And tuck me in my bed هر شب پدرم منو برداشته و در رختخوابم میگذاشت

Kiss me on my head سرم را می بوسید

After all my prayers were said پس از اینکه تمام دعاهایم گفته میشد (تمام میشد)

Every night my papa would take And tuck me in my bed هر شب پدرم منو برداشته و در رختخوابم میگذاشت