اختصاصی طرفداری- اکثر شما تا به حال کلمه توتال فوتبال را شنیده اید. توتال فوتبال به چه معناست؟ پیدایش آن از کجا بوده و چه تیم هایی از این سبک پیروی می کنند.

سیستمی که در آن با جابه جایی یک بازیکن، بازیکن دیگری جای او را می گیرد، توتال فوتبال نامیده می شود. این کار باعث می شود تا تیم بتواند ساختار سازمانی خود را حفظ کند. در این سبک که یک سیستم سیال محسوب می شود، هیچ بازیکنی در جای خود ثابت نیست. هر بازیکنی می تواند در یک بازی به طور متناوب در پست هایی نظیر مهاجم، هافبک و حتی مدافع میانی به میدان برود. تنها بازیکنی که جای ثابتی دارد، دروازه بان است. این سبک در نگاه اول بسیار پیچیده به نظر می رسد و اجرای آن تا حدی غیرممکن به نطر می آید. 

جرقه هاي ابتدایی توتال فوتبال، توسط جك رينالدز زده شد؛ كسي كه در ٣ مقطع سرمربي آژاكس بود. سبك اين مربي بعدها در دهه 1950 میلادی، توسط گوژتاو سبس، سرمربي مجارستان توسعه يافت. اولين تيمي كه به نوعي توتال فوتبال را عملي كرد و در زمين به نمايش گذاشت، تيم افسانه اي اتريش معروف به Wunderteam در دهه 1930 ميلادي بود، تيمي كه هدايت آن را هوگو ميشل برعهده داشت. جالب است كه بدانيد در دهه 1940، در آرژانتين نيز تيم ريورپلاته سبکی مانند توتال فوتبال داشت و همین به این تیم کمک کرد تا جام های فراوانی به دست آورد، تا جايي كه لقب La Maquina يا همان ماشين را به آنها دادند. اين سبك همان طور كه گفته شد توسط تیم ملی مجارستان در دهه 1950 به كار گرفته شد. مجارها توانستند با اجرای این سبک، قهرمان المپيك 1952 شوند و به فينال جام جهاني 1954 نيز رسيدند. مجارها اين سبك را از برنلي انگلستان الهام گرفتند، تيمي كه پيشگام آن، جيمي هوگان بود.

در برخی مقالات ذکر شده است که تیم سانتوس برزیل نیز در دهه 1960 میلادی، سبکی شبیه توتال فوتبال داشته است. اما اوج گیری این سبک و جهانی شدن آن، مربوط به دوران طلایی فوتبال هلند می شود. رينوس ميشل كه خود زير نظر رينالدز بازي كرده بود، در سال 1965 سرمربي تیم آژاكس شد. ميشل با مهره هایی كه در اختيار داشت، توانست اين سبك را بهبود ببخشد. يوهان كرايوف، به هسته تیم میشل تبدیل شد. با هوش و مهارت انفرادی بالای کرایوف، میشل توانست سبک مورد نظرش را عملی کند. نتيجه آن، قهرماني آژاكس در جام باشگاه های اروپا و نايب قهرماني هلند در جام جهانی 1974 بود. در همان زمان ارنست هاپل نيز با چنين سبکی، تيم هاي آدو دن هاگ و فاينورد را هدایت می کرد. هاپل هم مثل میشل با این سبک به موفقیت های متعددی رسید و تیم ملی هلند را به فینال جام جهانی 1978 رساند. ميشل بعدها دوباره در تیم ملی هلند اين سبك را تكرار كرد و لاله هاي نارنجي را به تنها افتخار آنها تا به امروز، یعنی قهرمانی در جام ملت های اروپا 1988 رساند. كرايوف نیز بعد از اتمام دوران بازیگری، به مربی گری پرداخت و شیوه میشل را ادامه داد. او مدتی بعد، سرمربي بارسلونا شد و شروع به ايجاد اين ساختار در کاتالونیا كرد. توتال فوتبال، کرایوف را هم به موفقیت رساند و او به همراه بارسلونا، به 4 قهرمانی متوالی لالیگا رسید و در سال 1992، بارسلونا را برای اولین بار، به قهرمانی در جام باشگاه های اروپا رساند.

 

سال 2008 و با ورود پپ گوارديولا به باشگاه بارسلونا، بار دیگر شاهد ظهور این سبک بودیم. پپ كه شاگرد كرايوف بود، با اجراي همان سبك و تكامل آن، بارسلونا را به قله اروپا رساند. گواردیولا نیز مثل میشل، مهره های فراوانی در اختیار داشت. لیونل مسی، تبدیل به هسته تیم گواردیولا شد، درست مثل نقشی که کرایوف برای میشل ایفا کرد. وجود بازیکنان باهوشی مثل ژاوی، اینیستا و بوسکتس نیز، باعث شد تا گواردیولا بتواند توتال فوتبال را به بهترین شکل ممکن، اجرا کند. موفقیت های تیم ملی اسپانیا نیز، به لطف مهره هایی بود که با سبک توتال فوتبال، شکوفا شده بودند. بی شک توتال فوتبالی که امروز اجرا می شود، تفاوت هایی با سبک اولیه آن دارد. تیم های پپ گواردیولا شبیه ترین سبک را به توتال فوتبال دارند و مائوریتسیو ساری نیز، چند سالی است که با این سبک، به سطح اول فوتبال اروپا رسیده است.

اجرای توتال فوتبال به هیچ وجه آسان نیست. علاوه بر مهارت و چیرگی مربی در این سبک، تیم هایی می توانند آن را اجرا کنند و موفق شوند که مهره های مناسبی هم داشته باشند. مهره هایی که این سبک را به خوبی درک کرده اند و از مدافعان میانی گرفته تا مهاجمان، همگی قدرت حفظ توپ بالایی داشته باشند و در پاس دادن نیز کم نقص ظاهر شوند. همچنین این سبک، نیروی زیادی از بازیکنان می گیرد. برای همین سرمربی باید در حفظ تعادل و نیروی تیم نیز کوشا باشد تا بازیکنان بتوانند در تمام طول بازی، سطح بالایی داشته باشند.