شاید برای سایر اقوام ایرانی جالب باشد که زبان کوردی خود به چندین زیر شاخه تقسیم میشود و حتی بعضی از افراد یک زیر شاخه ها نمیتوانند به راحتی متوجه صحبت های زیر شاخه دوم شود:
زبان کردی به سه دستهٔ ۱. شمالی یا کرمانجی(شامل سنجاری، جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی، هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی، شکاکی، وانی، شمدینانی، جزیری و بادینانی)[۱۳۴] ۲. میانی یاسورانی (شامل مکریانی، پشدری، خوشناوی، اربیلی، اردلانی، سلیمانیهای، ورماوهای، گرمیانی، کرکوکی، بنگردی، رواندزی و جافی)[۱۳۵] ۳.جنوبی یا کلهری (شامل: کردی ایلامی، کلهری، لکی )[۱۳۶] ۴. زازاکی یا زازایی درمحدودهٔ گویشهای شمالی است (شامل:کردکی. کرمانجکی. دملکی)۵. هورامی یا گورانی درمحدودهٔ گویش میانی است (شامل: حلبچه ای. پاوهای. مریوانی) تقسیم میشود. در کل زبان کردی میانجی دو زبان بزرگ قبل از اسلام هستند یعنی پارتی اشکانی و پهلوی ساسانی که هرچه به شما برویم زبان کردها به پهلوی اشکانی نزدیک میشود و هرچه به سمت جنوب بیایم به زبان پهلوی ساسانی نزدیک میشود در کل زبان کردی به پارسی نزدیکتر است تا اشکانی، زبانهای گورانی و زازکی هم به پارتی اشکانی_ مادی نزدیکترند. مک کنزی پس از بررسی بسیاری از گونههای زبانهای ایرانی درمقاله معروفش بنام «ریشههای زبان کردی» مینویسد: «وظیفه نخست من باید تعریف زبان کردی از طریق تعیین مشخصاتی باشد که آن را از دیگر لهجههای ایرانی متمایز میکند. متأسفانه باید در ابتدای این بحث اعتراف کنم که نتایجی که به آن رسیدهام، عموماً منفی هستند، زیرا تقریباً در برابر هر مشخصه ویژه زبان کِردی، یک مشخصه مشابه در دستکم یک لهجه دیگر ایرانی وجود دارد» آنگاه او در ادامه این مقاله به تحلیل و مقایسه خصوصیات دستوری و صرفی (مورفولوژیک) کردی با دیگر زبانهای ایرانی میپردازد، تا با نمونههای مختلف نظر خود را ثابت کند که کردی نیز مانند دیگر شاخههای خانواده زبانهای ایرانی، یکی از این زبان هاست – مانند بلوچی یا لُری، تاتی – آذری یا گیلکی. بنظر مک کنزی و ویندفور کُردی از نزدیکترین زبانهای ایرانی به پارسی باستان (هخامنشی) است و حتی در دوره ای تحت تأثیر زبان پارتی بودهاست که میدانیم ریشه اش در شرق دریای خزر بوده و در زمان اشکانیان زبان پارتی تقریباً همه گونههای زبانهای ایرانی از جمله فارسی، کردی، تاتی، زازاکی و بلوچی و گورانی را تحت تأثیر خود قرار دادهاست


