این فاجعه محصول حرص وطمع، نادانی و بی توجهی گردشگران، کشاورزان، چوپانان است.گردشگران که می آیندومی روند، اما وای به حال مردمی که ساکنند و این اندوه بی پایان راهرروزشاهدند.
وقتی کارشناسان محیط زیست وجنگل از آتش حرف میزنند از خطری می گویند که زندگی را نابود میکند. آیا آن کشاورزی که برای کشت دوباره آتش افروخت احساس رضایت می کند؟ گردشگری که فراموش کرد آتش را خاموش کند آیا این تصویر را خواهد دید؟
اما قربانی این جهالت ها و طمع عده ای چه کسی است جز حیات وحش و جوامع محلی؟ دیدن این عکس قلب هر انسانی را سرشار از اندوه می کند..
چرا برخی برای منافع شخصي اینچنین زندگی را در آتش جهل میسوزانند، آن جاهلان طماع، آن رهگذران بی توجه و خوشگذران در جهالت بدخیم غرقند، آنها نمیدانند که حیات ما چون زنجیر به هم پیوسته است فقط جنگل رانمی سوزد، همه حیات میسوزد.
مردمی که درحاشیه این جنگلها زندگی می کنند باید بدانند که بیش از همه این زندگی آنهاست که سوخته.. دیگرنباید اجازه دهند، پاسدار زندگی باشند..



