متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ایرانی این است که بدون اینکه درباره عملکرد دیگران تحقیق و پژوهش کنند بلافاصله دست به قضاوت هایی میزنند که برخواسته از هیجانات و احساسات شخصی خودشان است .وقتی قرار بر این باشد کسی را نقد کنیم باید با توجه به شرایطی که فرد دران قرار دارد عمل مرتکب شد ه اورا نقد کنیم . نه اینکه تیشه را بر داریم و بدون اینکه به گذشته و حال و اینده فرد توجه کنیم از بیخ وبن اورا به نقد کشیم. بسیار متاسف شدم وقتی نوشته اقای میرزاپوررا تحت عنوان ((بازیکنان آتلتیکو مادرید و حاضری خوری مورینیو))
خواندم.در نوشته ایشان امده بود که مورینیو چرا بازیکن سازی نمیکند ؟ چرا به حای اینکه همچون ارسن ونگر بازیکن سازی کند لقمه اماده شده را از سایر باشگهاها میخرد ؟و چرا خود را اقای خاص مینامد؟ از همه بدتر این دوست عزیز در ادامه نوشته بود که ایا مورینیو میتواند همچون سیمئونه اتلتیکو را درحدال با دو غول بزرگ همچون بارسلونا و رئال مادرید بدون در اختیار داشتن ان سرمایه ها و هزینهای سرسام اور و نجومی قهرمان کند؟ دوست گرامی اقای میرزاپور شما حق دارید انتقادکنید ، شما حق دارید از شخصیتی که مورد علاقه شما نبوده و نیست عملکردش را به باد انتقاد بگیرید ، بله شما این حق را دارید . اما دوست گرامی شما حق ندارید تاریخ و سرگذشت یک مربی و یک تیم را نادیده بگیرید.
دوستان عزیز برای اینکه بیشتر با استد لالهای دوست عزیزمان اشنا شویم در زیر به صورت کامل نوشه ایشان را درج خواهم کرد و در اخر ایرادهای وارده را بر نوشته ایشان ذکرخواهم کرد. ادب انتقاد حکم میکند نوشته ایشان را مو به مو درج کنیم .
________________________________________
تیتر: یادداشت وارده: بازیکنان آتلتیکو مادرید و حاضری خوری مورینیو
سامان بدر / طرفداری - وقتی خبر خریدهای متعدد بازیکنان آتلتیکو مادرید توسط چلسی مورینیو هر روز شنیده می شود این سوال به ذهن متبادر می شود که خوزه مورینیو که این چنین به بازیکنان تیم حذف کننده چلسی در لیگ قهرمانان فصل گذشته علاقه دارد آیا توانایی این را داشت که با همین بازیکنان به مقام قهرمانی لالیگا برسد و اصلا چنین ریسکی را می پذیرفت که با کورتوا، فیلیپه لوئیز، دیه گو کاستا و میراندا هدایت باشگاهی را برعهده بگیرد؟ جواب هر دو سوال منفی است. مورینیو با ستاره های حاضر و آماده چلسی هم به جائی نرسید.
خوزه مورینیو هم به مانند مربیان مشهور دیگر به یک مربی حاضری خور تبدیل شده، او دیگر هیچگاه ریسکی نمی کند که چند بازیکن جدید به فوتبال معرفی کند و یا حتی کمی خودش را دچار خطر بکند. او خودش را آن چنان بزرگ می بیند که با کنایه به پلگرینی بگوید "من مثل بعضی ها اگر از رئال مادرید جدا بشوم به تیم ضعیف تر نمی روم". این چنین ادبیاتی نشان می دهد که آقای خاص فقط قرار است هنر خود را در قهرمان کردن تیم های بزرگ و متمول ببیند و نه چیز دیگر. مساله ای که دیگر نمی توان آن را خاص و بدیع دانست. او شباهت زیادی به گواردیولا دارد که حضورش در بایرن مونیخ به این دلیل بود که می دانست بایرن تمام شرایط را برای قهرمانی متوالی در بوندس لیگا و درخشش در لیگ قهرمانان داراست. همین برای آن که آنها را بهترین مربی جهان بخوانند کافی است گویا، ولی جالب اینجاست با وجود مهیا بودن همه شرایط آنها دچار شکست های سنگین هم شدند.
اگر مورینیو به مانند یورگن کلوپ توانایی کسب دو قهرمانی متوالی در بوندس لیگا و یا به مانند سیمئونه توانایی کسب قهرمانی در حضور دو غول اول اسپانیا در لالیگا را داشت به واقع می شد او را بهترین مربی جهان دانست و گفت لقب خاص برازنده اش است. حالا دیگر کری خوانی برای آرسن ونگر و القای این مساله که او مربی برای شکست خوردن است چه فایده دارد، در حالی که ونگر حداقل یک جام برای هواداران در فصل گذشته به دست آورد و بازهم چند جوان را به فوتبال دنیا معرفی کرد، در عوض آقای مورینیو چه کرد؟ در فصل گذشته به جز یک بازی مقابل منچستر سیتی که توانایی های خودش را نشان داد در همه فصل یا مجبور بود از فوتبال اتوبوسی دفاع کند یا مربیان تیم های ضعیف را به فوتبال اتوبوسی متهم کند.
هرچند هنوز هواداران افراطی مورینیو آن قدر او را می ستایند که که حتی تساوی صفر صفر در مادرید مقابل آتلتیکو را به توانایی های او ربط می دهند، اما واقعیت این است که آقای مورینیو دیگر چیز جدیدی برای فوتبال ندارد. یعنی رومن آبراموویچ نمی توانست همین سیمئونه را به چلسی بیاورد و حتی برای خرید همان ستاره های آتلتیکو تخفیف بگیرد؟ لا اقل سیمئونه برای چنین فوتبالیست های نسبتا متوسطی روحیه جنگجویی گلادیاتوری شان را در چلسی نابود نمی کند
______________________________________
((خوزه مورینیو هم به مانند مربیان مشهور دیگر به یک مربی حاضری خور تبدیل شده،))
اقای میرزاپور فوتبال یک پدید ه صنعتی است چرا ما نمیخواهیم متوجه شویم دیگر ان فوتبال مارادونایی تمام شده ، ان فوتبال پله ای دیگر تمامم شده ، دوره امپریالیسم بازیکنان بزرگ به سر امده است. دیگر تیم حرف اول رامیزند . سیستم حرف اول را میزد . و ازهمه مهمتر این سیستم با پول میچرخد با سرمایه های نجومی میچرخد . میدانید چرا؟ چون در ازای پول بازیکنان موثر را برای این سیستم جمع اوری میکنند و مربیان کوچک و تیم های کوچک زمانی بزرگ میشوند که بتوانند بازیکنان را تولید کنند و به فروش بگذارند . اما مربیان بزرگ چکار میکنند ؟ مربیان بزرگ به جای اینکه بازیکن سازی کنند به سراغ تیم میروند جایی که پولهای هنگفتی خوابیده ، جاییکه سهام ها با هر پیروزی ویا باخت تیم زیاد و کم میشود . بله گرامی این فوتبال صنعتی شده وقت ندارد ، تیمها و ریس هایشان و حتی هوادارها حوصله باخت را ندارند و از همه مهمتر حوصله اینکه تیمشان به طور متناوب ببازد و جامی نیاورد به ازای اینکه بازیکن سازی میکند را ندارد. وقتی حرف از صنعتی شدن به میان می اید یعنی اینکه وقت نیست حوصله نیست اما پول هست. با پول میشود زمان خرید ، با پول میشود بازیکن خرید . اما هیچ گاه پول منتظر نمیماند که شما به عنوان مربی چند سال ببازید و گردانندگان مالی باشگاه برای شما کف و هورا بزنند .
. ((او خودش را آن چنان بزرگ می بیند که با کنایه به پلگرینی بگوید "من مثل بعضی ها اگر از رئال مادرید جدا بشوم به تیم ضعیف تر نمی روم))
شما حتما با سلسله مراتب فوتبال در اروپا اشنا هستید.منظورم چیست؟ منظورم این است که وقتی شما در تیم بزرگی مربی گری میکنید از ان تیم بیرو ن بیایید به تیم کوچکی نمیروید بلکه سعی میکنید به تیم های بزرگتری راه پیدا کنید . کنایه مورینیو به پلگرنی هم از این مسله برخواسته بود چرا که اگر مربی بزرگ باشد به تیم های کوچک نمیرود
(( این چنین ادبیاتی نشان می دهد که آقای خاص فقط قرار است هنر خود را در قهرمان کردن تیم های بزرگ و متمول ببیند و نه چیز دیگر))
گرامی شما پورتو را به یا د ندارید؟ حافظه شما را چه شده دوست عزیز؟ پورتو هم تیم بزرگی بود؟ سرمایه های عظیمی داشت؟ بازیکنان بزرگی داشت؟
شما یادتان نمی اید که وقتی با اینتر میلان همین مربی توانست سه گانه فتح کند و در مقابل همان غول اسپانیایی که شما از ان دم میزنید بارسلونا از ان عبور کند ؟ایا شما بارسلونای بدون گواردیولا را مثل بارسلونای سال هایی پیشین مقایسه میکنید؟ بارسلونایی که دیگر تمام شده بود دیگر تیکی تاکایش رنگی نداشت دیگر ان مربی به اصطلاح افسانه ای خود را نداشت. ایا شما بارسلونای فصل پیش را همان بارسلونای فصول گذشته میدانید؟ایکاش در نقد هایتان کمی انصاف را رعایت میکردید اما شما بدو ن اینکه نتایج خیره کنند ه همین مترجم را در زمان مربی گری اش در پورتو بببیند اورا به باد انتقاد گرفتید. شما بدون اینکه فوتبال صنعتی شده امروز را درک کنید مربیا ن بزرگ را به تازیانه میکشید. .به هر حال برای نظر شما به عنوان یک مخالف احترام قایل هستم اما شمارا متهم میکنم به این که تاریخ و گذشته یک فرد و یک تیم را نادیده گرفتید.
**itachi ochiha**