طرفداری- قبل از پیوستن به یوونتوس، به زین‌الدین زیدان هشدار داده شده بود و او هم به دیدیه دشان تلفن کرد - کسی که در آن زمان در خط هافبک یوونتوس بازی می‌کرد - تا از هم‌وطن خود در مورد شرایط بازی در ایتالیا و تورین بپرسد. دشان پر حرارت برای او از شرایط سری آ، مارچلو لیپی و یوونتوس گفت. هرچند نام جامپیرو ونترونه نیز به میان آمد، مربی بدن‌ساز یوونتوس. در پایان تابستان، زیدان متوجه می‌شد چرا بازیکنان یوونتوس اغلب به این مرد پدید آورنده درد، پروفسو مارین می‌گویند. زیدان در این‌باره می‌گوید: «دشان در مورد جلسات تمرینی به من گفته بود، اما من باور نمی‌کردم این تمرینات تا این اندازه سخت و طاقت‌فرسا باشد. اغلب من بعد از جلسات تمرینی حالت تهوع داشتم، چون تا سر حد مرگ خسته بودم.»  

نوشته Paolo Bandini برای وب‌سایت Four Four Two | حتی تمام کردن جلسات تمرینی ونترونه خود یک دست‌آورد بزرگ بود. چراکه بسیاری از بازیکنان نامدار یوونتوس تحت تمرینات فشرده او طاقت نمی‌آوردند، چیزی‌که ونترونه آن را مایه شرمساری می‌دانست. زیدان مهاجم نبود. او به یوونتوس آمده بود تا به گفته خود به جای بردن «جامِ هیچ‌چیز» در بوردو، خودش را تحت فشار قرار دهد تا پیشرفت کند. و خیلی زود مشخص شد، آن عصرهای ترسناک در پینزولو که پس از آن بازیکنان پس از تمرین فقط مشغول خشک کردن خود بودند، ارزشش را داشت. آن فصل، به فصلی تبدیل شد که جوان 24 ساله استخوانی خود را به جهان معرفی کرد و زیدان، به زیدان تبدیل شد. برای بسیاری از ما که هیچ‌گاه در سطح حرفه‌ای رقابت نکرده‌ایم، ممکن است این باور به وجود آید که شکوفایی و بزرگی به یک ورزشکار اعطا می‌شود و چیزی نیست که بتوان آن را با تلاش به دست آورد. ایتالیایی‌ها حتی کلمه‌ای به نام predestinato دارند که به کسی گفته می‌شود که ظاهراً در سرشت آن فرد بزرگی و شکوه وجود دارد. 

-دیدیه دشان-Didier Cechamps-زین الدین زیدان - Juventus-یوونتوس-Zinedine Zidane

در این‌که زیدان یک استعداد ذاتی نادر داشت، شکی وجود ندارد. در کودکی، دوستانش به شوخی می‌گفتند که انگار او به جای پاهایش، دست دارد. و هنوز هم داستان‌های بی‌شماری وجود دارد که او در قیاس با هم‌بازیان خود، تا چه اندازه استعداد داشت. زیدان قبل از این‌که راهی یوونتوس شود، در فینال جام یوفا بازی کرده بود و عضو تیم ملی فرانسه در جریان رقابت‌های یورو 96 بود. اما هنوز راه درازی برای بردن توپ طلا داشت. داستان‌هایی از باشگاه‌هایی که از خریدن او سرباز زده‌اند وجود دارد. در سال 1995، جک واکر، رئیس باشگاه بلکبرن در آستانه شروع فصل 1996/97 به خاطر تیم شروود، زیدان را نخریده‌ است. هرچند در اصالت این داستان‌ها شک و تردیدهای زیادی وجود دارد و باید آن‌ها را خواند و رد شد. اما این‌که یوونتوس 7/5 میلیارد لیر (تقریبا معادل 3.2 میلیون پوند) روی بازیکنی که در ایتالیا از او انتقاد می‌شد سرمایه‌گذار کرد، درست است. قرارداد میان بوردو و یوونتوس پیش از رقابت‌های یورو بسته شد و زیدان در آن بازی‌ها، مخصوصاً در جریان شکست فرانسه برابر چک در نیمه‌نهایی، عملکرد ضعیفی داشت. چند ماه اول در یوونتوس هم دشوار بود. همان‌گونه که شرکت در جلسات تمرینی ونترونه سخت بود، مدیریت شرایط هم سخت بود. روزنامه لا رپوبلیکا در توصیف او نوشت: «یک دونده معمولی که در میانه زمین توسط گروهی از اسکیت‌بازان محاصره شده است.»

اما زیدان در حقیقت قربانی یک تاکتیک اشتباه شده بود. او جایگزینی برای پائولو سوسا بود که در سیستم 3-3-4 لیپی به همراه دشان و کونته، یک خط هافبک قدرتمند را تشکیل می‌دادند. زیدان اما نمی‌توانست به راحتی در آن پست بازی کند و در بسیاری از لحظات بود که توسط بازیکنان حریف احاطه می‌شد و ناموفق بود. اما یک تغییر سیستم در تیم، باعث شد همه توانایی‌های واقعی او را ببینند. کونته از ناحیه لیگامنت زانو در جریان دیدار ایتالیا برابر گرجستان در اکتبر مصدوم شد و لیپی مجبور شد سیستم بازی تیم را به 2-4-4 تغییر دهد. در این لحظه، زیدان دیگر یک جایگاه تضمین‌شده‌ای در ترکیب نداشت. او پیش از بازی یوونتوس برابر اینتر در سری آ، از ترکیب تیم در بازی برگشت مقابل راپید وین کنار گذاشته شد. برابر اینتر اما او در پستی که شباهت زیادی به پست شماره 10 داشت بازی کرد. نتیجه عالی بود. او پشت خط حمله، مدافعان اینتر را آشفته کرد و پس از این‌که ولادیمیر یوگوویچ یوونتوس را پیش انداخت، گل دوم را به زیبایی از روی قوس محوطه جریمه با پای چپ وارد دروازه نراتزوری کرد. این پیروزی، یک نقطه عطف بود.

در ژانویه، بسیاری از رسانه‌های ایتالیایی که منتقد اصلی او بودند، حالا در یادداشت‌های خود از او تمجید می‌کردند. گاتزتا دلو اسپرت حتی در گزارشی نوشت که همسایه‌های او از هم‌محل بودن با زیدان خوشحالند چراکه او نسبت به مستاجر قبلی، جانلوکا ویالی، کم سر و صداتر است. اما در ورزشگاه دل‌ آلپی شرایط به گونه دیگری بود. زیدان کم‌کم داشت همه هواداران را دیوانه می‌کرد. در آوریل 1997، یوونتوس با درخشش بی‌نظیر زیدان، 4-1 آژاکس را شکست داد تا راهش برای رسیدن به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا هموار شود. حالا دیگر کسی نمی‌توانست به زیدان لقب جوانی خام را بدهد، او یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های این سیاره بود. تنها نقطه تاریک آن فصل اما، شکست 3-1 به بروسیا دورتموند در فینال لیگ قهرمانان اروپا بود. موضوعی که یوونتوس را به اولین و تاکنون آخرین تیمی تبدیل کرد که در دو فینال پیاپی شکست می‌خورد. با این‌ وجود، زیدان که در آن فصل جام سری آ، سوپرکاپ اروپا و جام بین‌قاره‌ای را بلند کرده بود، آن فصل را برای خود یک نقطه عطف می‌داند. او در این‌باره می‌گوید: «لیپی شعله‌های درون من را روشن کرد. او به من فهماند که باید چه کاری انجام دهم و چگونه از کاری که می‌کنم لذت ببرم. پس از این‌که من به تورین آمدم، شوق و شوری برای کسب عناوین قهرمانی به دست آوردم که تا همیشه همراه من خواهد بود.» ده سال بعد اما در جام جهانی 2006 آلمان، زیدان این‌بار برابر لیپی قرار گرفته بود و ظاهراً تلاش او برای رسیدن به جام کافی نبود. ایتالیا فرانسه را در فینال شکست داد و قهرمان جهان شد. این‌جاست که جمله‌ای طلایی از دشان، به کمک می‌آید: «در یوونتوس، سرمربیان باعث می‌شوند شما بهتر شوید، اما انتظار نداشته باشید درد شما را در زمان شکست تسکین دهند.»

گل زین الدین زیدان به آژاکس