اقا خدایی ما جایی زندگی میکردیم که درس تخمشون بود.
زد و شانس ما دانشگاه معتبر تهران در شدیم.گفتیم دیگه خوش خوشان ما هست.
یادم نمیره ترم اول مبانی برنامه نویسی داشتیم. خلاصه ما گفتیم میخواد بیاد بگه به این میگن موس به این یکی میگن کیبورد و کامپیوتر اینجوری روشن میشه.
آقا یادم نمیره جلسه دوم(جلسه اول غیبت داشتم) اومد یه محیط باز کرد شروع کرد کسشعر نوشتن (کد نویسی)
هی من فکر میکردم به انگلیسی داره خودش معرفی میکنه.( printf: hello word ....) خدایی برگشتم گفتم استاد میشه فارسی بنویسید؟ نگو کسکش داشت کد نویسی میکرد.
گفتم استاد من فرق بین چرتکه و کامپیوتر نمیدونم اینا چیه میگی؟ گفت مگه توی دبیرستان نخوندی؟؟؟؟؟ (نمیدونم یه درس داشتیم به اسم برنامه ریزی و کامپیوتر)
یهو یه دختر گفت: اینا رو توی دبیرستان یاد دادن یکم فکر کن شاید یادت اومد. پیش خودم گفتم جاکش خان یه درس داشتیم یا معلم پرورشی میومد کس میگفته یا ته کلاس داشتیم داشاق بازی میکردیم .
خلاصه با افتخار بلند شدم رفتم بیرون انصراف دادم آیتم آیتم من نبود.اولین صفر توی جلسه دوم گرفتم.

