ری دریانبودخاک نشین بود/اهل آسمون نبوداهل زمین بود/باهمه فرق داشت اماتودنیا/فقط اون بودکه برام خوبترین بود/همه ی قشنگیاروباخودش داشت/ همه ی خوبیارویکجاباهم بود/مثل تنهایی همیشه خودمونی/خواستنش ازته دل بودنه که زبونی/خودمهربونی بودوقتی گم شد/دنیاپرشددیگه از نامهربونی