طرفداری- قبل از روزهای شکوه در دهه اخیر، اسپانیا برای رسیدن به موفقیت، باید تقلای زیادی میکرد. تا قبل از آن شب در سال 2008 در وین، اسپانیا تنها به یک عنوان قهرمانی در تاریخ خود رسیده بود، جام ملتهای 1964 که بزرگترین افتخار این کشور در قرن 20 بود. پس از اینکه رئال مادرید در سال 1966 قهرمان اروپا شد، تیمهای اسپانیایی برای 26 سال بعد از آن، قهرمان نشدند تا بالاخره بارسلونا موفق شد در سال 1992 با پیروزی برابر سمپدوریا، قهرمان شود. در بیرون از زمین هم کشور همچنان آشفته بود و درگیر مشکلات خود تا اینکه فرانکو در سال 1975 بالاخره مرد. اما مرگ او دموکراسی نیاورد، چراکه در سال 1981 ارتش کودتایی انجام داد تا دوباره دولت را در اختیار بگیرد و خشونت، افراطگرایی و تروریسم دوباره در سرتاسر کشور پدیدار شد. اسپانیا نیاز داشت از این وضعیت خارج شود و در تاریخ 21 دسامبر 1983، تیم ملی این کشور، مردم اسپانیا و کل اروپا را شوکه کرد. آنها نمیتوانستند چیزی را که میبینند، باور کنند.
نوشته KRISTOFER MCCORMACK برای These Football Times | به هرحال، داستان از بنیتو ویلامارین آغاز میشود. در اصل، آغاز ماجرا، به جولای 1982 بازی میگردد، جایی که لاروخا بزرگترین فاجعه را تجربه کرد. آنها پس از صعود از مرحله اول گروهی، در مرحله دوم گروهی با قبول شکست برابر آلمان و تساوی برابر انگلیس، از جام جهانیای که خودشان میزبانش بودند، حذف شدند. این چهارمین رقابتی بود که اسپانیا از سال 1964 موفق به صعود از آن میشد و برای پنجمینبار، تیمی که زمانی قهرمان اروپا بود، خیلی زود از رقابتها حذف میشد. قرمزها اینبار امید داشتند با میزبانی، نتیجه بهتری بگیرند، اما باز هم درهای خروجی به آنها نشان داده شد. سرمربی اسپانیا، خوزه سانتاماریا اخراج شد و سرمربی پیشین رئال مادرید، میگل مونیوز به جای او آمد. کسی که زاده پایتخت بود و 9 قهرمانی اروپا و 2 قهرمانی در جام باشگاههای اروپا را در کارنامه خود داشت. او در سال 1974 لوس بلانکوس را ترک کرد تا در کل کشور تجربه کسب کند و سرانجام سرمربی تیم ملی شود. او در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود قول داد که اسپانیا را به جایگاهی که به آن تعلق دارد بازگرداند. چیزی که تا آخرین بازی مرحله انتخابی یورو 84 گزاف به نظر میرسید، اما حقیقت داشت.
اولین چالش بزرگ مونیوز در دوران مربیگریاش در تیم ملی اسپانیا، رساندن تیم به یورو 84 بود. درحالیکه بدنه اصلی تیم را بازیکنان رئال مادرید و اسپورتینگ خیخون تشکیل میدادند، اسپانیا با هلند، ایرلند، ایسلند و مالت همگروه شد و در بازی اول، آنها موفق شدند ایسلند را با نتیجه 1-0 شکست دهند. تساوی برابر ایرلند، باعث شد دو بازی پایانی برای آنها حساس شود. فاجعه اما در میانه نیمه دوم بازی با هلند رخ داد. جایی که رود گولیت موفق شد با گل خود، بازی را 1-1 کند و سپس هلند با نتیجه 5-0 مالت را شکست داد. این نتیجه باعث شد کار اسپانیا برای صعود غیر ممکن شود. آنها تنها در صورتی صعود میکردند که مالت را با 11 گل شکست دهند. مالت کیسه بوکس گروه بود، اما زدن 11 گل کار آسانی نبود. آنها از ایرلند 8 گل خورده بودند، اما در تاریخ 36 ساله این کشور، هیچگاه سابقه نداشت که بیش از 9 گل دریافت کنند. تیم میزبان هم در شرایط ایدهآلی نبود که بتواند 12 گل در یک بازی به ثمر برساند. پیش از بازی، دروازهبان مالت گفت که اسپانیا حتی مقابل تیم کودکان هم نمیتواند 11 گل بزند.
برای تماشای آن مسابقه، 19 هزار هوادار امیدوار آمدند تا در بنیتو والمارین شانس خود را برای دیدن یک معجزه امتحان کنند. در پایان نیمه اول اما، بازی 3-1 شد و اندک امیدهایی هم که وجود داشت، از بین رفت. اسپانیا کاملاً بر بازی مسلط بود و فرصتهای زیادی برای گلزنی داشت. ضربه پنالتی خوان آنتونیو سنیور در اوایل بازی مهار شد و دو ضربه هم به تیرک دروازه مالت برخورد کرد. یک گل توسط کمکداور رد شد و پلتورا هم فرصت بسیار خوبی را از دست داد. نکته غمانگیز این بود که گل مالت روی تنها حمله آنها به ثمر رسید و روی بیخیالی مدافعان توپ وارد دروازه شد. پس از آن، سانتیانا زمانی که گل دوم و سوم خود را به ثمر رساند، حتی خوشحالی هم نکرد. شاید همین نگرش بود که باعث شد پس از پایان نیمه، اسپانیا همچنان امیدوار به بازی بیاید. آنها نیاز داشتند هر 5 دقیقه یک گل بزنند تا به مرحله پایانی برسند. نمیدانیم در رختکن چه اتفاقی افتاد، اما پولی رینکون، میگوید: «مونیوز به ما گفت که به بازی برویم و عشق و اتحادمان را برای کشور به هواداران نشان دهیم.» و اتفاقی که افتاد، حقیقتاً برای جمعیت حاضر در ورزشگاه و مردم اسپانیا، غیر قابل باور بود.
اسپانیا در نیمه دوم شروع فوقالعادهای داشت. رینکون گل زیبایی زد و جمعیت حاضر در سویل، در دل خودشان خوشحالی کردند، اما صدایی از کسی در نیامد. نه دقیقه بعد، او گل دوم خودش را هم به ثمر رساند. پس از او، نوبت آنتونیو ماکدا بود، کسی که با فاصلهای خیلی کم دو گل زد تا شور و هیجان به حاضرین در ورزشگاه بازگردد. رینکون گل سوم خود را هم شصت ثانیه بعد زد تا تعداد گلهای اسپانیا به 7 برسد. آنها در پنج دقیقه، سه گل زده بودند و در 11 دقیقه بعد، طوفان دیگری در راه بود. به لطف سانتیانا، گلهای نهم و دهم و یازدهم هم از راه رسیدند تا در ده دقیقه پایانی، اسپانیا فقط یک گل بخواهد. گلی که خیلی زود با ضربه والی سنیور از راه رسید و کار را تمام کرد. شدت خوشحالی به اندازهای زیاد بود که داور در 7 دقیقه باقی مانده، مجبور شد دو بار بازی را به علت هجوم تماشاگران به زمین بازی، متوقف کند. زمانی که سوت پایان زده شد، صدها هوادار اسپانیایی به زمین آمدند تا از قهرمانان خود استقبال کنند. مونیوز که در نیمه دوم بارها در محوطه فنی دوییده بود، حالا روی دست کادر فنی بود. کاپیتان سابق رئال مادرید میگوید رمز موفقیتش، خوششانسی بوده است. هرچند که هرکس آن بازی را تماشا کرده باشد، میداند که چیزی بیش از خوششانسی باعث توفیق اسپانیا شد. اسپانیا به فرانسه رفت و در فینال، مغلوب جادوی پلاتینی جوان شد. 24 سال طول کشید تا اسپانیا به یک فینال اروپایی دیگر برسد.نسل بعدی اسپانیا که شاید آن بازی را دیده بودند، در آن شب به یاد ماندنی در وین کار را تمام کردند. اما قطعاً روزی که اسپانیا موفق شد مالت را با 12 گل در سویل شکست دهد، یکی از تاریخیترین و درخشانترین روزهای تاریخ فوتبال اسپانیا است.




