دیروز داشتم با خودم میگفتم یعنی تقریبا یه هفته تو فکرش بودم برم مشهد بلکه یه اتفاق قشنگ تو زندگیم بیفته بالاخره یه دوسالی بود ما نرفته بودیم پیشش نامردی بود
امروز صبح از طرف مدرسه زنگ زدن گفتن 14 نفر رو میبردن که خدارو قربونش برم اسم ماهم توش بوده
یعنی حالی دارم هیشکی نداره
خدایا....
همونی که هم خودت میدونی و هم من


