لطفا از یک تا ده رای بدید

داستان فیلم در سال 2029 رخ می دهد. لوگان ( هیو جکمن ) که سابقاً با آن چنگال های تیز و قدرت نامیرایی اش شناخته می شد، حال قدرت نامیرایی اش کاهش یافته و سن و سال او نیز افزایش یافته است که تغییر بسیاری در چهره او پدید آورده. لوگان که خسته تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد، در نزدیکی مرز مکزیک زندگی می کند و از پروفسور ایکس ( پاتریک استیوارت ) که حالا دچار مشکلات ذهنی هم شده مراقبت می کند. اما پس از اینکه یک زن دختری به نام لورا ( دفن کین ) را نزد لوگان می آورد و درخواست می کند تا او را به داکوتای شمالی ببرد، لوگان متوجه می شود که این دختر ...

اولین ویژگی و در واقع تمایز « لوگان » نسبت به سری پیشین « مردان ایکس » و بطور کل آثار اَبَرقهرمانی مارول، فضای تاریک و غمناک فیلم است که اینبار بیشتر از یک فضاسازی ساده است و تمام بخش های فیلم را در برگرفته. سازندگان اینبار " امید " را بطور کل از روند فیلمنامه حذف کرده اند و دنیایی را به تصویر کشیده اند که هیچ اتفاق خوشایندی در آن به چشم نمی خورد و به نظر می رسد که همواره غروب و تاریکی بر آن چیره شده است؛ تاریکی که بطور تمام و کمال بر زندگی لوگان نیز سایه افکنده است.

در میان شخصیت های « مردان ایکس » که در سالهای گذشته به سینما آمده اند، همواره لوگان / ولوورین ، پتانسیل بیشتری برای پرداخت داشته است و آثار مستقلی هم که درباره این شخصیت ساخته شده قصد داشته اند تا درگیری لوگان با ماهیت خود و وضعیتش را به تصویر بکشند که چندان موفق نبوده و در نهایت آن آثار به فیلمهایی سرگرم کننده و نه عمیق مبدل شده بودند. اما در « لوگان » این وضعیت تغییر کرده و سازندگان اهمیت بیشتری به پرداخت به شخصیت درونی لوگان و کشمکش او با انواع و اقسام مشکلات درونی اش داده اند. لوگان با توجه به تغییر ظاهر و نوع زندگی اش که شباهت هایی هم به مل گیبسون در فیلم اخیرش به نام « پدر هم خون » یافته، اینبار بیش از گذشته می تواند مخاطب را به زندگی ویران خودش بکشاند و از او بخواهد تا فقط چنگال هایش را نبیند!

« لوگان » در بخش روایت داستان هم شادابی معمول آثار اَبَرقهرمانی را ندارد و اگرچه هنوز هم می توان ردپای شوخی های مختص به لوگان ( شوخی با چهره ای خشن و اخم آلود! ) را در داستان یافت، اما بطور کل از میزان این شوخی ها در داستان کاسته شده تا آسیبی به فضای تاریک فیلم وارد نشود. این تصمیم هوشمندانه باعث شده تا « لوگان » بیش از پیش توسط مخاطب جدی گرفته شود و تصمیم جیمز منگولد کارگردان این فیلم برای روایت داستانش به سبک و سیاق آثار " وسترن " نظیر « شین » جورج استیونز نیز به جذابیت اثر افزوده است.

از یک تا ده یادتون نره