ساعت 8:15 صبح روز 6 آگوست 1945 میلادی بود که بمب اتمی «پسر کوچک» روی هیروشیما افتاد و دو سوم ساختمان‌های این شهر را نابود کرد و هزاران تن را به کام مرگ کشاند. احتمالا هر کدام از آدم‌هایی که آن روز کشته شدند یا آن‌هایی که در معرض تششع قرار گرفتند و سوختند، داستانی برای شنیدن داشتند؛ داستان‌هایی که ساداکو نماینده ناگفته‌های آن‌هاست

.بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند

 

سه تن از خدمه این هواپیمای جنگی، اظهار داشته‌اند که «کاربرد سلاح اتمی اقدامی لازم در تاریخ» بوده و آن‌ها از این کار  پشیمان نیستند.

 

 

 

وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ 

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند 

وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ 

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور 

بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ 

به كدامين گناه كشته شده است