با یک مربی جدید ملاقات کنید... همان مربی قبلی. به نظر می‌رسد که طرز تفکر قدیمی سران فدراسیون فوتبال برزیل فرقی نکرده است و این را با تصمیمی که سه‌شنبه اتخاذ می‌کنند نشان می‌دهند، همان تصمیمی که خبرش در اخبار نیمروز اعلام می‌شود و ناهار را زهر مار برزیلی‌هایی می‌کند که احساس می‌کنند با آنها مانند مشتی احمق رفتار شده است. فردا پرده‌ها کنار خواهد رفت تا چهره مربی جدید سلسائو مشخص شود. نشانه‌های فعلی حکایت از آن دارد که گزینه‌های بعدی سلسائو کسانی در حد و اندازه‌های دونگا هستند، همان مربی که در فاصله سال‌های 2006 تا 2010 مربی برزیل بود، و شاید هم خود او مربی بعدی تیم باشد ؛ حداقل از آنچه که در جمع خبرنگاران حاضر در کنفدراسیون فوتبال برزیل گفته شد می‌شد اینطور برداشت کرد. موضوع این نیست که دونگا بدترین مربی دنیا است، بلکه در حقیقت ناکامی‌ اخیر برزیل در جام جهانی 2014، باعث می‌شود ناکامی این تیم در جام جهانی 2010 با هدایت دونگا که در آن در مرحله یک چهارم نهایی 2 – یک به هلند باخت و حذف شد، همچون یک عصر طلایی به نظر برسد و شیوه سختگرانه و مبتنی بر انضباط کاپیتان پیشین سلسائو، ممکن است به رفع معضل خودشیفتگی و گرایشات احساسی برخی از بازیکنان تیم که یکی از دغدغه‌های اصلی تیم در تابستان امسال بود، کمک کند. با این حال آنهایی که به معرفی یک گزینه برجسته برای هدایت سلسائو، گزینه‌ای که بتواند این تیم را به یک دنیای فوتبال جدید ببرد، امیدوار بوده‌اند ممکن است اکنون احساس بازنده بودن داشته باشند. به نظر می‌رسد که عامل پشت صحنه این تصمیم کسی نیست جز مدیرفنی جدید فدراسیون فوتبال برزیل، گیلمار رینالدی. رینالدی با دونگا در اینترناسیونال هم‌تیمی بود و هر دوی آنها در برزیلی که سال 1994 قهرمان جهان شد حضور داشتند. دونگا در آن تیم کاپیتان بود و رینالدی دروازه‌بان سوم. این دو از آن زمان تاکنون برای یکدیگر دوستانی صمیمی باقی مانده‌اند. رینالدی در نخستین کنفرانس خبری‌اش پس از منصوب شدن به‌عنوان مدیرفنی جدید کنفدراسیون فوتبال برزیل گفت: «در حال حاضر یک مربی خارجی نمی‌تواند با واقعیت موجود در فوتبال ما کنار بیاید. ما باید در خانه به دنبال یک گزینه بگردیم، کسی که با تمام کم و کاستی‌‌ها و تمام نقاط قوت فوتبال برزیل آشنا باشد.» او این حرف‌ها را درست چند روز پس از انتشار اخباری زد که از رد شدن پیشنهاد مربیگری تیم ملی برزیل از سوی مانوئل پیگرینی، مربی شیلیایی منچسترسیتی و خورخه سامپائولی، مربی تیم ملی شیلی حکایت داشتند. حرف‌های او یک پیام بیشتر نداشت: اینکه انقلابی که انتظار می‌رفت سلسائو پس از ناکامی در جام جهانی 2014 تجربه کند، شاید چیزی جز یک سیاه‌بازی فریبنده از آب درنیاید. از وقتی که برزیل در مرحله نیمه‌نهایی جام جهانی 7 – یک به آلمان باخت، صدای فریاد کسانی که خواهان تغییر در کادر فنی تیم شده‌‌اند، کر کننده بوده است اما تغییراتی که تا الان صورت گرفته نوید چیزی جز یک دوره مایوس کننده دیگر برای سلسائو را نداده‌اند تا جایی که حتی صدای دیلما روسف، رییس جمهوری این کشور هم در‌آمده است. حتی او هم می‌داند نجات دادن سلسائو از مردابی که در حال غرق شدن در آن است به چیزی بیشتر از جابه‌جا کردن یک مربی ناموفق با یک مربی ناموفق دیگر نیاز دارد. او گفت: «بازیکنان ما نباید به خارج صادر شوند. اگر ما ششمین یا هفتمین کشور دنیا از نظر قدرت اقتصادی هستیم، ‌باید بتوانیم آنها را در کشور خودمان نگه داریم.» انتصاب رینالدی به‌عنوان مدیرفنی جدید کنفدراسیون فوتبال برزیل، کسی که تا همین چند وقت پیش به‌عنوان دلال بازیکن کار می‌کرد، همچون ریختن آب سردی بر شعله‌های انقلاب فوتبالی برزیل بود، هرچند اصلاً قابل درک نیست که چرا مردم برزیل باید انتظار انجام چنین کار بزرگی را از سران فوتبال کشورشان داشته باشند. این سازمان توسط ژوزه ماریا مارین 82 ساله (همان کسی که می‌گویند در مراسم اهدای مدال به بازیکنان تیم قهرمان در یک تورنمنت رده جوانان در برزیل، یک مدال را به جیب زده تا در نهایت یک بازیکن بدون مدال بماند) اداره می‌شود که معروف است به رفیق‌‌بازی برای انتخاب اعضا و مدیران کنفدراسیون و سهل‌انگاری. بارزترین نمونه برای اثبات شخصیت مارین بی‌تفاوتی محض او به خشم مردم یک کشور نسبت به عملکرد برزیل در شکست 7 – یک برابر آلمان و حفظ لوییز فلیپه اسکولاری با این توجیه که او توانسته مردم برزیل را دوباره عاشق سلسائو کند، بود. با حضور چنین رییسی در راس امور، احتمال ایجاد یک تغییر واقعی در فوتبال برزیل، همان چیزی که از آن به‌عنوان یک انقلاب محتمل یاد می‌شد، چیزی در حد صفر است، در همان حد که احتمال انتصاب یک مربی غیربرزیلی برای سلسائو وجود داشته و دارد. این نخستین باری نیست که موضوع انتصاب یک مربی خارجی برای تیم ملی برزیل مطرح می‌شود. در سال 2012 با رفتن مانو منزس، روزنامه لانس، معروف‌ترین نشریه فوتبالی برزیل، کمپینی پر آب و تاب به راه انداخت و خواستار استخدام پپ گواردیولا به‌عنوان مربی سلسائو شد. جواب کنفدراسیون اما چیزی جز انتصاب لوییز فلیپه اسکولاری نبود. اینها همان اتفاقات و پیشینه‌ای است که سبب می‌شود استخدام مجدد دونگا به‌عنوان مربی جدید برزیل محتمل به نظر برسد. هدف گفتن اینکه هویت جانشین اسکولاری از همین الان مشخص شده، نیست بلکه اشاره به آشفته بازاری است که این روزها به لطف حضور مارین و رفقایش در کنفدراسیون فوتبال برزیل به راه افتاده است. آنها رسانه‌ها را مدام از این سو به آن سو پاس می‌دهند و با انتصاب رینالدی به‌عنوان مدیر فنی در شرایطی که همه انتظار داشتند کسی مانند لئوناردو یا پالئو روبرتو فالکائو انتخاب شود، احتمال بازگشت سلسائو به اوج را کمتر از قبل کرده‌ و خواهند کرد اگر دونگا دوباره به نیمکت برزیل برگردد.