"خوب بدین ترتیب به آخر نوار نزدیک میشیم ، آخرین آهنگ آلبوم ما ترانه ایست که سعید و من باهم برای شما می خونیم . . و این یه آهنگ قدیمی هست به نام: “سیمپاتی” ولی شعر فارسیش رو که البته زیاد هم شعر نیست چندین سال قبل من گفتم ، همینطوری واقعاً ، همینطوری دلم می خواست یه شعری گفته باشم روی آهنگ خارجی و خونده باشم و بعد همین شعر رو نگه داشتم. . در این شعر صحبت از این هستش که من بدون تو چه هستم و تو بدون من چه هستی و ما بدون یکدیگر چه هستیم و اگر فکر بکنید می بینید که واقعاً ما بدون هم هیچی نیستیم "
به یاد فرخزاد ❤️
من چه هستم بدون عشق تو تو چه هستی بدون من ما چه هستیم در دشت روزگار گلهای کوچک انتظار ببین زمان چه سان می گذرد همچنان ابر بعد از باران ببین که عشق میمیرد ناگهان میان ذره های زمان اکنون منم در انتظار تو هر روز و شب هر شب و روز می گذارم روی هر خاطره صورت خسته ام را هنوز من چه هستم بدون عشق تو تو چه هستی بدون من ما چه هستیم در دشت روزگار گلهای کوچک انتظار گلهای کوچک انتظار



