دولت باغچلی دارای دکترای اقتصاد، اهل عثمانیه فرزند یک خانواده ترکمن منسوب به تیره فتاح اوغلولاری است. او در جوانی با نظامی و سیاست‌مدار مهمی به نام آٖلپ ارسلان ترکش آشنا شد و این آشنایی مسیر زندگی باغچلی را تغییر داد و او را به یکی از مهم‌ترین چهره‌های جریان ملی‌گرایی ترکیه تبدیل کرد. ترکش آن قدر به باغچلی اطمینان داشت که دو پسر خود را لایق سکان رهبری حزب نمی‌دانست و پس از وفات او در سال 1997 میلادی، باغچلی رهبر حزب شد. او در دوران حکومت بلنت اجویت به عنوان معاون نخست وزیر نقش مهمی در دولت ائتلافی ایفا کرد و مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار گرفت. اگر چه حزب حرکت ملی به رهبری دولت باغچلی، بر اساس واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی ترکیه شانس آن را ندارد که به عنوان حزب نخست قدرت را در ترکیه در دست بگیرد، اما رهبری جریان ملی‌گرا و به موازات آن تاکتیک‌های هوشمندانه باغچلی در تصمیم‌گیری‌های انتخاباتی، او را به سیاست‌مداری اثرگذار تبدیل کرده که نقشی بسیار فراتر از یک رهبر حزب دارد. کم نیستند شمار تحلیل‌گران و کارشناسانی که معتقدند دولت باغچلی مهم‌ترین چهره در ساختار پنهان و محرمانه‌ای به نام دولت پنهان است که هدفی والاتر از اداره یک حزب دارد و به جای آن که تلاش کند حزب خود را به اقتدار برساند، تلاش می‌کند تا ترکیه را به شکوه برساند. دولت باغچلی ازدواج نکرده و بارها گفته که زندگی خود را وقف خدمت به ملت ترک کرده است. او از 23 سال پیش تاکنون همواره نماینده مجلس بوده اما حقوق دریافتی خود را به نهادهای وقفی نظامی اهدا کرده و حقوق دولتی دریافت نکرده است. اگر چه باغچلی یک ملی‌گرای افراطی است اما چیزی که او را از ملی‌گرایان کمالیست و کلاسیک ترکیه جدا می‌کند، این است که به عنوان یک مسلمان معتقد، اهمیت ویژ‌ه‌ای به زندگی دینی و دین‌باوری می‌دهد. او خود را مدافع بقای ترکیه می‌داند و در ادبیات سیاسی خود به عنوان یک چهره‌ ضدآمریکایی و مدافع استقلال ترکیه بر ضرورت اتخاذ مواضع سیاسی مستقل تاکید می‌کند. باغچلی در سالیان اخیر بارها در بزنگاه‌های تاریخی مهمی همچون تغییر نظام سیاسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی، حملات برون‌مرزی ترکیه در سوریه و عراق، جنگ با پ.ک.ک، کودتای نافرجام و برخورد با شاگردان گولن به داد اردوغان رسیده و در انتخابات سال 2018 و 2019 با تشکیل ائتلاف جمهور و حمایت از اردوغان نشان داده که منافع ملی را از منافع حزبی مهم‌تر می‌داند. باغچلی در سال 2010 و در شرایطی که دولت برآمده از حزب عدالت و توسعه جرات نداشت کوچکترین مخالفتی با شاگردان فاتح‌الله گولن بکند در یک مصاحبه تاریخی گفت: ترکیه بزرگتر از آن است که به راحتی به دست این و آن بیفتد، اما وقتش شده که شاگردان گولن هم دست و پای خود را جمع کنند. اگرچه حزب عدالت و توسعه در 18 سال اخیر همواره در انتخابات پیروز بوده و فقط یک بار نتوانسته به تنهایی دولت را تشکیل دهد اما بدنه این حزب در سالیان اخیر دچار مشکلات جدی شده و رای اردوغان و یاران او در لبه مرز قرار گرفته و همواره با این ترس و استرس به میدان مبارزات انتخاباتی می‌روند که نهایتاً باید با رأی ناپلئونی پیروز شوند. به عبارتی روشن اگر اردوغان و حزب عدالت و توسعه دست کم 55 تا 60 درصد از آراء مردم ترکیه را در اختیار داشتند هیچ دلیلی برای ائتلاف آنها با حزب حرکت ملی و دولت باغچلی وجود نداشت. اما از آنجایی که آرای حزب عدالت و توسعه در لبه مرز و در شرایط خطرناک قرار گرفته، آراء 10 تا 12 درصدی حزب حرکت ملی برای حزب عدالت و توسعه مایه حیات مجدد و حفظ اقتدار است. دولت باغچلی برای خود و کارهایش امتیازات طلایی خاصی نمی‌خواهد و تاکنون از اردوغان درخواست نکرده که مثلاً چند پست وزارتی را در اختیار حزب حرکت ملی بگذرد. همچنان که در مقدمه نیز گفته شد نگرش و رویکرد فکری دولت باغچلی به مسائل سیاسی از چنان وجهه ملی برخوردار است که خیلی وقت‌ها در چارچوب حزبی نمی‌گنجد و برخی از هواداران حزب از این بابت از او گله‌مند هستند. برخی از تنش‌ها و اعتراضات داخلی حزب حرکت ملی و تلاش برای سرنگون کردن باغچلی موجب آن شد که افراد مهمی همچون مرال آکشنر، امید اوز داغ و سینان اوزکان و چندین سیاستمدار مهم دیگر از باغچلی جدا شده و حزب خوب را تاسیس کنند، اما باغچلی موقعیت کاریزماتیک و اجتماعی خود را هنوز هم حفظ کرده و شواهد نشان می‌دهد که در دوران حیات او سکان رهبری حزب حرکت ملی به دست فرد دیگری نخواهد افتاد.