✅وزیر کشور: معترضین درخواست تجمع بدهند بررسی می شود.
✔️ماکت اعتراضی که دلخواه وزیر کشور باشد؛
یکی از معترضین به وزارت کشور رفته تا برای اعتراض مجوز بگیرد.
کارمند: امری داشتین؟
معترض: سلام. من و یه چند هزار نفری که دم در هستن می خواستیم به دلیل عملکرد شما که باعث بیکار، فقیر، ضعیف، افسرده، بدبخت و مفلوک شدن ما شده اعتراض کنیم.
کارمند: به چی میخواین اعتراض کنین؟
معترض: به بیکاری و فقیری و افسردگی و بدبختی و مفلوکی و اگه ناراحت نمی شید، تا حدودی نبود آزادی بیان!
کارمند: به کی می خواین اعتراض کنین؟
معترض: به خودِ شما دیگه
کارمند: در خواست تونو بنویسین
معترض: از قبل نوشتیم آماده س..خدمت شما
کارمند: درخواست تون میره برای کسانی که عامل بیکاری و فقیر شدن شما هستن تا بررسی بشه
معترض: خب ما کِی می تونیم اعتراض کنیم؟
کارمند: الان که شب عیده همه سرشون شلوغه..میره برای اونور سال..اگه موافقت بشه
معترض: ببخشید من شنیدم طبق قانون اساسی تظاهرات و اعتراض بدون حمل اسلحه مجوز نمی خواد
کارمند: بله درست میگین ولی یه قانون اساسی تر هست که میگه مجوز میخواد!
معترض: اساسی تر چیه؟
کارمند: ببین...الان من و شما در برابر قانون برابریم ولی من برابر ترم.اونم یه چیزی مث همینه!
معترض: یعنی الان ما نمی تونیم نسبت به بدبخت بودن خودمون اعتراض کنیم؟
کارمند: راستی ببینم؟ گفتی چندین هزار نفر پایینن؟!
معترض: بله
کارمند: شما که همین الانم تجمع غیر قانونی کردین!
معترض: اومدیم مجوز بگیریم دیگه
کارمند: خب الان همین تجمع تونم غیر قانونیه
معترض: هنوز اعتراض نکردیم که...اومدیم مجوز بگیریم واسه تجمع
کارمند: خب شما الان هنوز مجوز نگرفتین ولی جمع شدین
معترض: ای بابا..جمع شدیم بیایم مجوز بگیریم خب
کارمند: نه دیگه..شما قبلاً باید یه مجوز می گرفتین واسه اینکه بتونین جمع بشین که بیاین یه مجوز بگیرین واسه تجمع!
معترض: برای اون مجوزم باید باز جمع بشیم خب!
کارمند: آدم باهوشی هستی...درست حدس زدی..اونم یه مجوز دیگه می خواد!
معترض: اینکه دور تسلسل باطل فارابی شد!
کارمند: چاره ای نیس..انقد باید مجوز بگیرین تا به "علت المجوز" برسین


