اون سالی که کوتی با کلی انگیزه اومد بارسا کلی گل خوشگل زد و سال بعدش به طور کلی مربی با تصمیماتش فرآیند نابودیشو کلید زد . بازیکنی که میگفتن با نیمار کاملا مقایسه اس سال بعد بخاطر ندونم کاری مربی و فشار روحی روانی به چنان افتی رسید که بقیه سر نخواستنش جنگ و دعوا راه انداخته بودن و مالکوم... و کسی که تو مهم ترین بازی کهکشان با تمام وجودش بازی کرد و تکنیک برزیلیش رو به رخ کشید و تک گل اون بازی رو هم میزنه بلکه این شانس رو پیدا کنه که اعتماد مربی رو بدست بیاره اما نه تنها دیگه بازی ای بهش نمیرسه بلکه شانس اینم پیدا نمیکنه تو لیست هجده تای اصلی قرار بگیره و ما میمونیم و والورده ای که دوتا از بهترین و بااستعدادترین بازیکنا برزیلی دنیا رو تخریب روحی و شخصیتی میکنه که نهایتا به سرنوشتی که الان براشون درحال رقم خوردنه دچار بشن...تنها علامت سوالی که باقی میمونه اینه که چرا همچین تیمی باید دست یه مربی محافظه کار باشه و باقی بمونه واقعا چرا چرا چرا...؟!؟ از اینا بگذریم چرا باید دشمنی باشگاه خاصی رو به جون بخریم چرا اصلا با باشگاهی باید دشمن بشیم و بهشون این انگیزه رو بدیم تو هر زمانی که تونستن بهمون ضربات مهلکی بزنن. شما که دوره بارتومئو رو دوره موفقی میدونید میتونید توضیح بدید الان چجور زیرساختی رو ایشون برامون به جا گذاشته واسه دوره های بعد از ایشون چه میراثی برامون میمونه غیر از نابود کردن لاماسیا خراب کردن رابطه باشگاه با باشگاهای دیگه. برلوسکونی ام از لحاظ مالی میلان رو قدرتمند کرد آخرش چی عاید میلان شد؟؟

یاد پارسال و دوسال پیش بخیر
۲۰۱ بازدیددوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۹


