... من نفهمیدم که اردلان این نامه‌ی عاشقانه را به هما داد یا نداد، اما بعدها خودِ هما به من خبر داد که اردلان چه نامه‌هایی برای او فرستاده بود و یکی از یکی عاشقانه‌تر، اما خوب می‌دانستم که چه نامه می‌فرستاد چه نامه نمی‌فرستاد، هما آدمی نبود که جوابِ نامه‌هاش را بدهد. چیزی نگذشت که فهمیدم اردلان هیچ هنری به خرج نداده بود که عاشقِ او شده بود. هما آدمی بود که هرکه او را می‌دید، عاشقِ او می‌شد. اگر می‌خواستی هنری به خرج بدهی، باید تا پیش از این‌که عاشقِ او می‌شدی، می‌کشیدی کنار، باید به‌موقع به این نتیجه می‌رسیدی که این عشق و عاشقی راه به جایی نمی‌برد و می‌رفتی پیِ کارِ خودت، یا این‌که می‌رفتی سراغِ یک‌نفرِ دیگر، یک‌نفر که کمی کمتر از آن‌چه هما دیوانه است دیوانه باشد. هما از وقتی‌که پدرش مُرد، به‌قولِ اردلان، زنجیر پاره کرد. اردلان حریفِ او نبود. هما یکی را می‌خواست که او را ببرد کوه، ببرد قایق‌سواری، ببرد مسافرت. من می‌بردمش کوه، می‌بردمش قایق‌سواری، با او راه می‌آمدم، به سازِ او می‌رقصیدم...

با این قسمت از داستان «بیژن و منیژه» اثر جعفر مدرس صادقی  "چمن های سبز" رو بشنوییم از  Cibelle 

 

 

Lay your head where my heart used to be سرت را جایی بگذار که قبلا قلب من بود

Hold the earth above me زمین بالای سر من را در آغوش بکش

Lay down in the green grass روی چمن های سبز دراز بکش

Remember when you loved me و بخاطر بیاور؛ زمانی را که‌ من را دوست داشتی

Come closer don't be shy نزدیک تر بیا؛ خجالت نکش

Stand beneath a rainy sky زیر آسمان بارانی بایست

The moon is over the rise ماه در بالای آسمان خودنمایی میکند

Think of me as a train goes by به من فکر کن وقتی قطاری عبور می کند

Clear the thistles and brambles خارپشته ها و بوته ها را مرتب کن

Whistle 'Didn't He Ramble' با خود سوت بزن و بگو او چقدر صحبت می کرد!

Now there's a bubble of me حالا یک حباب از من آنجا هست

And it's floating in thee که‌ درون تو شناور است

Stand in the shade of me در سایه من بایست

Things are now made of me حالا همه چیز از جنس من شده است

The weather vane will say بادنما خواهد گفت

It smells like rain today که‌ امروز باران خواهد بارید

God took the stars and he tossed them خدا ستاره ها را گرفت و پرتاب کرد

Can't tell the birds from the blossoms نمی توانم پرنده ها را از شکوفه ها تشخیص بدهم

You'll never be free of me تو هیچگاه از من رها نخواهی ‌بود

He'll make a tree from me او از من درختی خواهد ساخت

Don't say good bye to me به من نگو خداحافظ

Describe the sky to me برایم آسمان را توصیف کن

And if the sky falls, mark my words و حتی اگر دنیا به آخر برسد؛ به تو قول میدهم

We'll catch mocking birds که‌ ما به دنبال قناری ها می رویم

Lay your head where my heart used to be سرت را جایی بگذار که قبلا قلب من بود

Hold the earth above me زمین بالای سر من را در آغوش بکش

Lay down in the green grass روی چمن های سبز دراز بکش

Remember when you loved me و بخاطر بیاور؛ زمانی را که‌ من را دوست داشتی

Remember when you loved me و بخاطر بیاور؛ زمانی را که‌ من را دوست داشتی

Remember when you loved me و بخاطر بیاور؛ زمانی را که‌ من را دوست داشتی