خاطرات این پرسپولیس دوست داشتنی که رویاهاش رو به ناامیدی نمیفروخت، موندگار شد و غیر قابل فروش و فراموش نشدنی شد.
چند سال دیگه، وقتی یاد پرسپولیس این سال ها می افتیم، پر از حس غروریم و روزهای قشنگ و پر از خاطره این سال ها یادمون میاد.
بازی در فیفادی، گلای حیاتی کاپیتان جلال، شوتهای احمد و سیا، چیپ علیپور، توپ دفع کردنهای حیاتی بیرو، لالا منشا منشا گفتنا، کتف کمال و بشار ،گردن شجاع، رباط صلیبی ماهینی، ربیع و حاجی، دهن خونی عالیشاه، همسترینگ شایان، مینسک پای آدام، غیرت رادو، خشم سروش، آرامش و صبر برانکو، خونسردی زلاتکو، سختگیری مارکو و همه و همه استرسهای بیرون زمینش.
تو فینال آسیا، قبل از بازی تو رختکن جلوی شماره یکی از بازیکنامون عصا گذاشتیم بعد از بازی هم زیر بغل یکی دیگه از بازیکنامون عصا گذاشتیم تا بتونه راه بره!! ما راه جنگیدن رو بلد بودیم ولی راه مقابله با نامردی رو نه!!
چه سخت بود خداحافظی با تیمی که پنجرههاش بسته شد پاهاش خسته شد اما پر از امید، ایمان و عشق بود و هرگز تسلیم محرومیت، مصدومیت و حواشی رقبا نشد.
**سلامتی تیمی که زخمی شد خسته شد اما تسلیم نشد/ دو نیم فصل بازیکن نداشت اما دل شیر داشت/ مدیر و بازیکن و #هوادارش همون اول قرار گذاشتن که هرچی# برانکو بگه/ کسی غر نزد ناز نکرد قهر نکرد فرار نکرد/ از آسمون بارون بارید برف بارید #سنگ بارید ولی عاشقاش تنهاش، نذاشتن
#سلامتی پرسپولیس قهرمان


