لیگ فوتبال یا حذفیِ ایران که تمام می‌شود تیمی قهرمان می‌شود و مدال‌هایی به بازیکنان و کادر فنی و دیگر عوامل تیم اهدا می‌شود . جامی هم برای ثبت در تاریخ به باشگاه اهدا می‌شود تا در کنار جام‌های دیگرش باعث افتخار و غرور هوادارش شده برای کسب موفقیت‌های بیشتر حریص‌تر شود . این چرخه تا زمانی که فوتبال ادامه دارد تداوم خواهد داشت و اما ...

 

سرنوشت جامِ قهرمانی چه می‌شود ؟ هر باشگاهِ حرفه‌ای فوتبال در کنار مجموعه‌ی ساختار معماریِ باشگاه و ورزشگاهِ اختصاصی و دیگر ساختمان‌های زیرمجموعه‌اش ، جایی را نیاز دارد برای جمع‌آوری جام‌ها و کاپ‌هایش . جایی به نام موزه یا به برگردان فارسی‌ش گنجینه . سری به گنجینه‌های جام‌های باشگاه‌ها که می‌زنیم پی به وضعیت اسف‌بارِ نظام آرشیو و نگه‌داری اسناد و مدارک در جایگاهِ ورزشی می‌بریم . جام قهرمانی انگار ، تنها در همان لحظه‌ی اهدا شدن ، ارزشی داشته و بعدتر می‌شود یکی از همین کاپ‌هایی که در هر مغازه‌ی ورزشی می‌شود دیدش . اصلا باشگاه پرسپولیس یا استقلال یا سپاهان یا همه‌ی تیم‌هایی که قهرمان شده‌اند جام‌هایشان را در کجا نگه می‌دارند . هرگاه مدیری خارجی را دعوت به دیدن افتخارات باشگاهی می‌کنند یا مربی و بازیکنی بیگانه را به خدمت می‌گیرند و سوابق درخشانِ باشگاهی را به رخ می‌کشند آن آدمِ تازه‌وارد حق ندارد به تمامیت فوتبال ما شک کند ؟ اینجا جام قهرمانی جایش یا روی میز مدیر است یا روی کمد و فایل ، یا در قفسه‌های کتابخانه‌طور رنگ می‌بازد و مدیر باد به غبغب می‌اندازد که بله ، من وارثِ چنین اعتباری هستم و چنین و چنان . گاهی اوضاع از این بدتر می‌شود و جام‌های پرتعداد باشگاهی ، در خانه‌ی بازیکنی محبوب جا خوش می‌کند و تاسف‌بارتر اینکه هوادار هم قانع می‌شود که در خانه‌ی فلانی جای این جام‌ها امن‌ترست و قس علیهذا . ( مسئله و مشکلی با جناب پروین نداشته و ندارم ، اما نگهداری جام‌های یک باشگاه در منزل هر بازیکن یا هر کسی را نشانه‌ی حقارت باشگاه‌های به اصطلاح ورزشی می‌دانم . جام و کاپ متعلق به باشگاه است نه بازیکنان . ) .

کاش مدیران باشگاه‌های به اصطلاح حرفه‌ای ما ، که مدام از اعتبار و قدمت دیرینه  می‌زنند و افتخارات تاریخی ، ورزشی را به رخ می‌کشند به این درک و دریافت برسند که گنجینه و موزه ، مکانی جدایی ناپذیر از کلیت یک باشگاه هستند برای ثبت تاریخی . جام ، جایش در مکانی به نام موزه‌ی افتخارات است ، در باکس‌ها و جایگاه‌های شیشه‌ای مجزا و ایمن . جایی به نام گنجینه . نه در روی کمد و میز و فایل و قفسه‌های کتابخانه‌طور . فریاد حرفه‌ای شدن سر می‌دهیم . هزینه‌های حرفه‌ای صرف می‌کنیم . سرمربی و بازیکنان به نام و گران‌قیمت به خدمت می‌گیریم . حواسمان به همه چیز هست به جز اینکه نتیجه‌ی همه‌ی اینها جام و کاپی‌ست که باید به میراثِ افتخارات اضافه شود . بود و نبودِ جام‌ها با این شکل و شمایل نگهداری هیچ فرقی ندارد . کاش این نکته را هم کمی جدی بگیریم . باشگاه‌های ما نیاز به جایی لوکس و در خور ،برای دلبری‌های تاریخی دارند .